خبرگزاری دید: در سالهای اخیر، مطالب زیادی درباره جنگهای نیابتی نوشته شده است. در اصل، جنگ نیابتی زمانی رخ میدهد که یک کشور یا گروهی از کشورها، بهجای رویارویی مستقیم با رقیب خود، بهصورت غیرمستقیم با او مقابله کنند. در چنین وضعیتی، قدرت اصلی بهجای آنکه خودش وارد میدان جنگ شود، از بازیگر دیگری حمایت میکند تا آن بازیگر عملاً جنگ را پیش ببرد.

این حمایت میتواند شکلهای گوناگونی داشته باشد؛ از تامین مالی، سلاح و آموزش نظامی گرفته تا ارایه اطلاعات استخباراتی، پشتیبانی لوجستیکی و حمایت سیاسی. طرفی که بهعنوان نیروی نیابتی عمل میکند، اغلب گروه مسلح غیردولتی، شبهنظامیان یا یک جنبش شورشی است. آنچه یک جنگ را به جنگ نیابتی تبدیل میکند، این است که قدرت اصلی تلاش میکند بدون ورود مستقیم به جنگ، بر رقیب خود فشار وارد کند یا با او بجنگد.
افغانستان نیز، البته، در جریان جنگ با اتحاد جماهیر شوروی از حمایت ایالات متحده امریکا برخوردار بود. واشنگتن از برخی گروههای مجاهدین که در داخل افغانستان فعالیت میکردند، پشتیبانی میکرد. القاعده نیز، از یک جهت، در میان گروههایی قرار داشت که در جریان جنگ افغانستان چنین نقشی را بر عهده گرفتند. بعدها، ایالات متحده در چارچوب مداخلات خود در افغانستان، عراق و یمن، بهگونهای از القاعده نیز استفاده کرد.
پس از آن، جنگ نیابتی وارد مرحله تازهای شد؛ مرحلهای که در آن ایران عملاً از گروههای مختلف در عراق، سوریه، لبنان و یمن حمایت کرد و به تقویت آنها پرداخت.
اما اکنون، با حرکت جهان بهسوی آنچه برخی آن را جنگ جهانی سوم توصیف میکنند، شکل جنگهای نیابتی نیز در حال تغییر است.
اوکراین را میتوان، از یک منظر، نیروی نیابتی کشورهای غربی در جنگ با روسیه دانست؛ البته نیرویی که با اراده خود در این جنگ حضور دارد. ایالات متحده و متحدان غربیاش قاطعانه از اوکراین حمایت میکنند و اوکراین نیز آگاهانه این حمایت را برای دفاع از سرزمین خود میپذیرد؛ زیرا روسیه در آغاز به اوکراین حمله کرد و در این منازعه، نقش آغازگر تجاوز را داشت.
ایالات متحده وارد جنگ مستقیم با روسیه نمیشود. واشنگتن و مسکو نیز مستقیم با یکدیگر نمیجنگند. با این حال، امریکا و متحدانش در چارچوب جنگ اوکراین، درگیر رویارویی گستردهتری با روسیه هستند.
به همین ترتیب، چین نیز مستقیم با ایالات متحده وارد جنگ نشده است. اما در شرایطی که ایران با امریکا و اسرائیل مقابله میکند، چین و روسیه بهعنوان شرکای قدرتمند در کنار تهران قرار دارند و از آن حمایت میکنند. کوریای شمالی نیز ممکن است بخشی از این زنجیره ائتلافها باشد.
این یکی از شیوههای تفسیر نزدیکشدن جهان به وضعیتی است که برخی آن را جنگ جهانی سوم مینامند. در گذشته، گروههای مسلح کوچکتر نماینده نیروهای نیابتی قدرتهای بزرگ بودند؛ اما امروزه کشورهایی مانند اوکراین و ایران که از توان نظامی و وزن جیوپولیتیکی قابلتوجهی برخوردارند، بیش از پیش در چنین جایگاهی قرار میگیرند.
با نگاهی به این روند، میتوان گفت که پیش از وقوع جنگ بزرگ جهانی، خودِ جنگ نیابتی یک پله ارتقا یافته است؛ یعنی دیگر تنها گروههای کوچک مسلح نیستند که به نمایندگی از قدرتهای بزرگ میجنگند، بلکه کشورهایی با تواناییها و جایگاه بینالمللی قابلتوجه نیز به بخشی از این رویارویی نیابتی تبدیل شدهاند.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: صباح – Daily Sabah