خبرگزاری دید:اهمیت جیوپولیتیکی افغانستان در حال پیوند خوردن با تحولات گستردهتر اوراسیاست؛ منطقهای که در آن نفوذ اقتصادی و سیاسی چین، اهمیت راهبردی آسیای مرکزی و تلاش اروپا برای گسترش همکاریهای منطقهای، معادلات تازهای ایجاد کردهاند. در چنین شرایطی، افغانستان میتواند جایگاه مهمتری در محاسبات راهبردی اروپا پیدا کند؛ هرچند بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، توجه بینالمللی را بیشتر به موضوعاتی چون بهرسمیتشناسی سیاسی، مهاجرت و کمکهای بشردوستانه محدود کرده است.

گسترش نفوذ چین و جایگاه افغانستان
چین با گسترش حضور اقتصادی و دیپلماتیک در افغانستان و آسیای مرکزی، به دنبال تقویت موقعیتش در شبکههای ارتباطی اوراسیاست. ابتکار کمربند و راه (BRI) که در سال ۲۰۱۳ آغاز شد، با هدف توسعه مسیرهای تجاری، انرژی و حملونقل، افغانستان را نیز در بر میگیرد. نزدیکی افغانستان به منطقه سینکیانگ، منابع معدنی قابلتوجه و موقعیت جغرافیایی آن، این کشور را برای پکن مهم ساخته است.
احتمال اتصال افغانستان به دهلیز اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) نیز میتواند پیوندهای این کشور با پاکستان، آسیای مرکزی و ایران را تقویت کند. با این حال، ناامنی، ضعف زیرساختها و بیثباتی سیاسی همچنان موانع جدی این روند هستند.
راهبرد اروپا در آسیای مرکزی
در سوی دیگر، اتحادیه اروپا در پی جنگ اوکراین، تلاشهایش را برای تنوعبخشی به منابع انرژی، مواد معدنی حیاتی و مسیرهای تجاری افزایش داده است. نخستین نشست سران اتحادیه اروپا و آسیای مرکزی در اپریل ۲۰۲۵ در سمرقند، اهمیت این همکاری را برجسته کرد. توسعه مسیر ترانسخزر (TITR) و سرمایهگذاری در منابع معدنی، انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای دیجیتال از اولویتهای اصلی این راهبرد است.
با وجود این تحولات، روابط اقتصادی مستقیم اروپا و افغانستان محدود باقی مانده و تجارت دوجانبه در ۲۰۲۴ تنها ۳۰۲ میلیون یورو بوده است. بنابراین، اهمیت افغانستان برای اروپا بیش از آنکه در روابط دوجانبه با کابل باشد، در موقعیت آن میان آسیای مرکزی، جنوب آسیا، چین و غرب آسیا نهفته است.
افغانستان؛ متغیری در معادلات اوراسیا
پروژههایی مانند بندر چابهار، خطآهن ترانسافغان، تاپی، کاسا-۱۰۰۰ و دهلیز لاجورد میتوانند افغانستان را به شبکههای گستردهتر منطقهای متصل کنند. همچنین، وابستگی افغانستان به مسیرهای تجاری ایران، از جمله چابهار و بندرعباس، این کشور را با محدودیتهای ناشی از تحریمها و تنشهای سیاسی اروپا و ایران پیوند میدهد.
از سوی دیگر، منابع معدنی افغانستان، بهویژه لیتیوم و عناصر نادر خاکی، در شرایط رقابت جهانی بر سر مواد خام حیاتی میتوانند اهمیت بیشتری پیدا کنند؛ هرچند نبود زیرساخت، ظرفیت فرآوری و ثبات سیاسی مانع بهرهبرداری موثر از این ظرفیتهاست.
در مجموع، اهمیت افغانستان برای اروپا احتمالاً نه از مسیر گسترش روابط مستقیم با طالبان، بلکه از طریق نقش این کشور در شبکههای اقتصادی، ترانزیتی و جیوپولیتیکی اوراسیا افزایش خواهد یافت. اروپا برای حفظ جایگاهش در این منطقه ناگزیر است افغانستان را نه فقط چالش بشردوستانه و مهاجرتی، بلکه متغیری تاثیرگذار در راهبرد کلان اوراسیایی خود در نظر بگیرد.
ترجمهوتلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: بنیاد تحقیقاتی دیدبان – ORF