اسلایدشوافغانستانترجمهتروریسمجنگسیاستنظامی

از دوحه تا دیورند؛ چگونه صلح نیمه‌کاره به جنگ بدل شد؟

خبرگزاری دید: در حالی‌که پاکستان در نقش میانجی در گفت‌وگوهای میان ایالات متحده، ایران و اسرائیل برای پایان جنگ‌ها ظاهر شده‌است، به نظر نمی‌رسد آمادگی چندانی برای گشودن دروازه گفت‌وگو با همسایه‌اش، افغانستان داشته باشد. تنش‌هایی که از اکتوبر ۲۰۲۵ با بمباران‌ها آغاز شد، در فبروری ۲۰۲۶ به «جنگ آشکار» تبدیل گردید که با وجود مذاکرات تحت نظارت چین، حملات هنوز ادامه دارد.

کانون اصلی این بحران، مرز مورد مناقشه‌ای به نام خط دیورند است؛ مرزی تاریخی که هرگز به‌گونه قطعی حل‌وفصل نشده و همچنان منبع اصلی بی‌ثباتی میان دو کشور باقی مانده‌است.

توافق دوحه و پیامدهای ناخواسته
برای درک ریشه‌های این وضعیت، باید به «توافق دوحه برای آوردن صلح به افغانستان» بازگشت؛ توافقی میان ایالات متحده و طالبان که در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰ امضا شد. بر اساس این توافق، طالبان تعهدات محدودی پذیرفتند؛ از جمله قطع روابط با گروه‌های تروریستی تهدیدکننده امنیت ایالات متحده.

اما این توافق در عمل پیامدهای پیش‌بینی‌نشده‌ای داشت. طالبان افغانستان امیدوار بودند با دور کردن تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) از خاک خود و بازگرداندن آن‌ به مناطق قبیله‌ای پاکستان، خود را از اتهام ارتباط با گروه‌های تروریستی دور نگه دارند. با این حال، این محاسبات به سرعت شکست خورد.

نور ولی محسود، رهبر تی‌تی‌پی، با الهام از پیروزی طالبان افغانستان بر ائتلاف نظامی ۳۸ کشوری، این تصور را پیدا کرد که می‌تواند پاکستان را نیز به زانو درآورد. در نتیجه، حملات در امتداد خط دیورند افزایش یافت.

بر اساس گزارش‌های «انستیتوت مطالعات صلح پاکستان»، میزان حملات بین اگست ۲۰۲۱ تا اگست ۲۰۲۲ حدود ۶۱ درصد افزایش یافت. این روند نشان‌دهنده تشدید یک بحران امنیتی جدی در منطقه است.

تلاش‌های ناکام برای میانجی‌گری
در این میان، سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله حکومت طالبان، تلاش کرد نقش میانجی را ایفا کند. در نتیجه این تلاش‌ها، در جون ۲۰۲۲ آتش‌بس موقتی به‌دست آمد؛ اما این توافق فقط پنج ماه دوام آورد.

دلیل اصلی شکست، خواسته‌های تی‌تی‌پی بود که عملاً به معنای بازگرداندن وضعیت مناطق قبایلی پاکستان به شکل گذشته و ایجاد یک «امارت کوچک» تحت کنترل این گروه بود؛ خواسته‌ای که برای اسلام‌آباد پذیرفتنی نیست.

طالبان افغانستان بارها اعلام کرده‌اند که نمی‌خواهند علیه «برادران هم‌سنگر» خود اقدام کنند. با این حال، تحلیل اظهارات آنان نشان می‌دهد که رابطه با تی‌تی‌پی بیشتر جنبه نیابتی دارد تا اتحاد رسمی.

در عین حال، به نظر می‌رسد طالبان تمایل ندارند کنترل خود بر مناطق پشتون‌نشین مرزی را از دست بدهند؛ مساله‌ای که پیچیدگی بحران را دوچندان کرده‌است.

در مصاحبه‌ای در ۷ مارچ ۲۰۲۶، مولوی یعقوب، وزیر دفاع حکومت طالبان و فرزند ملا عمر، به پاکستان هشدار داد که اگرچه طالبان از نظر تکنولوجیک توان پاسخ به حملات هوایی را ندارند، اما «همیشه در جنگ‌های زمینی پیروز بوده‌اند».

رقابت منطقه‌ای و تشدید بحران
در سطح منطقه‌ای، وضعیت پیچیده‌تر نیز شده‌است. روابط هند با پاکستان همچنان پرتنش باقی مانده، در حالی‌که روابط هند و افغانستان بهبود یافته‌است. سرمایه‌گذاری هند در بندر چابهار ایران نیز مسیرهای تجارتی جدیدی ایجاد کرده که رقیب پروژه «دهلیز اقتصادی چین–پاکستان» (CPEC) محسوب می‌شود و پاکستان را دور می‌زند.

این تحولات نشان می‌دهد که بحران افغانستان و پاکستان دیگر صرفاً یک منازعه دوجانبه نیست، بلکه بخشی از رقابت جیوپولیتیکی گسترده‌تر در منطقه است.

نتیجه‌گیری
در نهایت، آنچه امروز شاهد آن هستیم، ادامه همان بحران تاریخی موسوم به «سندروم خط دیورند» است؛ مرزی که در زمان استعمار بریتانیا ترسیم شد و پس از ۱۹۴۷ به میراثی مناقشه‌برانگیز میان دو کشور تازه‌استقلال‌یافته تبدیل گردید.

شاید هنوز بتوان امیدوار بود که افغانستان و پاکستان در آینده درک کنند هر دو قربانی یک میراث تاریخی پیچیده‌اند؛ میراثی که ادامه آن فقط به خشونت، بی‌ثباتی و جنگ منجر شده‌است. گفت‌وگو و بازاندیشی در این واقعیت تاریخی، می‌تواند نخستین گام برای خروج از چرخه ۷۹ ساله تنش و درگیری باشد.

ترجمه و تلخیص: سید طاهر مجاب – خبرگزاری دید
ژُرژ لفور
Orientxxi.info

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا