خبرگزاری دید: دههها، روایت جهانی درباره افغانستان بیشتر با مرکبِ جیوپولیتیک و خونِ جنگ نوشته شدهاست. افغانستان غالباً بهعنوان «دولت حایل» یا «گورستان امپراتوریها» معرفی شده و در عمل، نقش یک دهلیزِ آشوب را داشتهاست؛ جایی که قدرتهای بیرونی و گروههای داخلی همواره در آن با هم برخورد کردهاند.

اما در ۲۰۲۶، چشمانداز اقتصادی منطقه تصویر متفاوت و سودآورتری را پیش روی ما میگذارد. افغانستان این ظرفیت منحصربهفرد را دارد که از یک صحنه جنگی به یک گذرگاه حیاتی تجارتی تبدیل شود؛ پلی که دشتهای سرشار از منابع آسیای مرکزی را به بازارهای پرتقاضا و روبهرشد آسیای جنوبی و شرقی وصل میکند.
منطق این تحول هم به جغرافیا برمیگردد و هم به ضرورت بقا. در شمال، جمهوریهای آسیای مرکزی قرار دارند، قزاقستان، ازبیکستان و ترکمنستان که دارای ذخایر عظیم و دستنخورده گاز طبیعی، معادن و انرژی برقآبی هستند. در جنوب و شرق نیز پاکستان، هند و چین قرار دارند؛ بازاری نزدیک به سه میلیارد انسان که نیاز روزافزون به انرژی و مواد خام برای رشد صنعتی دارند. با این حال، این ظرفیت عظیم هنوز در پشت مرزهایی گرفتار مانده که بیثباتی آنها را تقریباً غیرقابل عبور ساختهاست.
در واقع، «قلب آسیا» دچار نوعی انسداد شدهاست. برای کشورهای آسیای مرکزی، رسیدن به آبهای آزاد از طریق بندرهای کراچی و گوادر در پاکستان، کوتاهترین و اقتصادیترین مسیر برای دسترسی به بازارهای جهانی است. برای جنوب آسیا نیز پروژههایی مانند خط لوله گاز ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان ـ هند (تاپی) و پروژه برق کاسا-۱۰۰۰، تفاوت میان امنیت انرژی و بحرانهای دوامدار برق را رقم میزنند. اما این طرحهای بزرگ هنوز هم بهدلیل یک عامل کلیدی درحالت نیمهکاره باقی ماندهاند: وضعیت امنیتی افغانستان.
گذار از «اقتصاد جنگسالار» به «اقتصاد ترانزیتی» یک ضرورت حیاتی برای بقای منطقهاست. سالهاست که جغرافیای افغانستان زیر تاثیر شبکههای پراکنده قدرت محلی و گروههای مسلح قرار داشته؛ گروههایی که از بیثباتی سود میبرند. این مدل «دهلیزِ درگیری» یک بازی باخت-باخت است که مردم افغانستان را در چرخه بحران انسانی نگه میدارد.
حکومت فعلی طالبان باید درک کند که تنها یک دهلیز امن که بر اساس حاکمیت قانون اداره شود نه بر اساس اراده گروههای مسلح، میتواند سرمایهگذاری خارجی لازم برای بازسازی کشور را جذب کند.
استفاده از این ظرفیت، وضعیت برد-برد برای همه است. برای افغانستان، تبدیلشدن به یک مرکز ترانزیت به معنای دریافت صدها میلیون دالر عواید ترانزیتی، توسعه زیربناهای مدرن سرک و خط آهن، و ایجاد هزاران فرصت شغلی برای جمعیت جوان و نیازمند است. برای پاکستان نیز این مسیر، دسترسی مستقیم به امنیت انرژی و راهی برای صادرات محصولات دارویی و زراعتی به بازارهای آسیای مرکزی را فراهم میسازد. همافزایی میان کابل و اسلامآباد، با وجود تنشهای مرزی، اساس این «جاده ابریشم نوین» را تشکیل میدهد.
با این حال، صبر جامعه جهانی نامحدود نیست. قدرتهای جهانی از ایالات متحده و اتحادیه اروپا گرفته تا بازیگران منطقهای مانند چین و روسیه، در یک نکته به توافق نسبی رسیدهاند: آنان افغانستانی میخواهند که دیگر پناهگاه ناامنی بینالمللی یا مرکز تولید مواد مخدر نباشد.
نگاه جهان در ۲۰۲۶ به افغانستان، نگاه ثبات عملیاتی است. پایتختهای جهانی کمتر به ساختار ایدیولوژیک حکومت علاقه دارند و بیشتر به توانایی آن در عمل به تعهدات بینالمللی، رعایت حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و دختران و جلوگیری از استفاده خاک افغانستان برای بیثباتسازی همسایگان توجه میکنند.
حکومت طالبان در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. یا میتواند به مسیر انزوای محدود و بسته ادامه دهد و افغانستان را به یک «دهلیزِ دایمی آشوب» تبدیل کند، یا میتواند منافع واقعی مردم خود را در اولویت قرار دهد. اولویت دادن به مردم یعنی انتخاب تجارت به جای تنش. یعنی درک این واقعیت که عبور یک موتر حامل پنبه ازبیکستان یا گاز ترکمنستان از گذرگاه سالنگ، میتواند بسیار قویتر از هر پایگاه نظامی، مفهوم حاکمیت و قدرت را تعریف کند.
اقتصادهای جنگسالار گذشته که بر تجارت غیرقانونی و جنگ استوار بودند، متعلق به دورهای سپریشدهاند که افغانستان دیگر توان ادامه آن را ندارد. برای تبدیلشدن به یک گذرگاه تجارتی، حکومت باید امنیت را تضمین کند. این امر نیازمند تغییر ذهنیت از یک حرکت انقلابی به یک دولت مسوول است؛ نیازمند نابودی اقتصادهای پنهان و ایجاد یک نظام قابل پیشبینی شفاف و تجارتی.
در نهایت، سرنوشت افغانستان این نیست که دیوار باشد، بلکه این است که پل باشد. اگر «قلب آسیا» از تپش جنگ بازایستد و به حرکت کالاها و انرژی جان بگیرد، تمام قاره از آن سود خواهد برد. انتخاب در دست کسانی است که در کابل تصمیم میگیرند: آیا آنان فرمانروای یک دهلیز ویران باقی خواهند ماند، یا معماران یک رنسانس منطقهای خواهند شد؟ برای میلیونها افغانستانی که در جستوجوی زندگی با کرامت هستند و برای منطقهای که به مسیر رفاه نیاز دارد، امید این است که گزینه دوم انتخاب شود.
سید طاهر مجاب – خبرگزاری دید
اومی آیمِن
اکسپرس تریبون – Express Tribune