اجتماعاسلایدشوحقوق بشرسیاستگزارشمنطقه

الیگارشی پنهان حریدی‌ها؛ اقتصاد سایه و برده‌داری در اسرائیل

خبرگزاری دید: گزارش تازه از درون جامعه حریدی‌های لیتوانیایی اسرائیل، تصویری کم‌سابقه از ساختار قدرت، الیگارشی مالی، کنترل اجتماعی و اقتصاد در سایه ارائه می‌دهد؛ ساختاری که به گفته نائومی آبراهام، وکیل و اقتصاددان سابق دولت اسرائیل، نه بر دین و تقدس، بلکه بر پول، نفوذ و شبکه‌های خانوادگی استوار است.

نائومی آبراهام، وکیل، حسابرس قانونی و اقتصاددانی که در دل جامعه حریدی‌های افراطی اسرائیل بزرگ شده، اما آن را ترک کرده است، در گفت‌وگویی مفصل ساختار درونی این جامعه را «الیگارشی دلال و سودجو» توصیف کرده است؛ ساختاری که به گفته او، نه دغدغه الهیات دارد و نه تقدس، بلکه بر امپراتوری‌های چند میلیارد شکلی، زمین‌خواری، بانکداری در سایه و کنترل اجتماعی بنا شده است. آبراهام تأکید کرده که جامعه اسرائیل از ماهیت واقعی این ساختار کاملاً بی‌خبر است و تنها با نگاهی به ترازنامه‌های مالی می‌توان عمق آن را فهمید.

او که در اورشلیم و در خانواده‌ای حریدی متولد شده، مسیر خروج از این جامعه را «فرآیندی طولانی و شبیه مهاجرت» توصیف کرده است. آبراهام گفته که در مدارس مذهبی دخترانه، تحصیلات عالی عملاً حذف شده تا زنان در پایین‌ترین سطح سلسله‌مراتب باقی بمانند. ورود او به دانشگاه و سپس وزارت دارایی و دادستانی کل، نخستین مواجهه‌اش با جهان بیرون و مشاهده رفتار واقعی کارگزاران حریدی بود؛ رفتاری که به گفته او، بر کنترل، تبعیض و سلسله‌مراتب مطلق استوار است.

آبراهام معتقد است ساختار حریدی‌های لیتوانیایی نه یک جریان مذهبی، بلکه یک «دولت موازی» است. او گفته که تشکیلاتی مانند «دِگِل هاتوراه» یا «آگودات یسرائیل» حزب سیاسی نیستند، بلکه مشابه حزب کمونیست شوروی عمل می‌کنند: «آن‌ها بانک، سیستم آموزشی، روزنامه، شبکه کوشر و کمیته‌های مسکن و ارتباطات دارند. این‌ها هیات‌ مدیره‌های در سایه‌اند که بدون شفافیت و بدون پاسخگویی، بر زندگی مردم حکم می‌رانند.»

به گفته او، تنها بانک وابسته به دِگِل هاتوراه سالانه حدود ۴ میلیارد شِکِل وام اعطا می‌کند و شبکه آموزش مستقل حریدی، ابزار اصلی کنترل اجتماعی است. کمیته‌های خاخام‌ها تعیین می‌کنند افراد کجا زندگی کنند، چه بخورند، با چه کسی تماس بگیرند و حتی آیا اجازه دریافت وام مسکن دارند یا نه. آبراهام این ساختار را «اقتصاد برده‌داری» می‌نامد که در آن هر تصمیمی در نهایت به سود کارگزاران و متولیان ختم می‌شود.

او نمونه بارز این الیگارشی را «یشیوا میر» در اورشلیم می‌داند؛ نهادی که به ظاهر مرکز دینی است، اما در عمل «شرکتی چند میلیارد شکلی» با امپراتوری املاک و مستغلات است که ۱۲۵ سال است توسط خانواده فینکل اداره می‌شود. به گفته او، تمرکز ثروت در این ساختار به حدی است که حتی ثروتمندان بزرگ اسرائیل نیز توان رقابت با آن را ندارند.

آبراهام تأکید کرده که تحرک اجتماعی در این جامعه تقریباً وجود ندارد و حلقه قدرت کاملاً خانوادگی است. «شورای علمای تورات» به گفته او، از خویشاوندان خونی تشکیل شده و ازدواج‌ها نیز درون همین حلقه بسته انجام می‌شود. او این ساختار را «کاست» می‌نامد که در آن ارزش اجتماعی افراد بر اساس مدرسه مذهبی محل تحصیل تعیین می‌شود و رد شدن یک کودک از مدرسه، می‌تواند سرنوشت ازدواج و آینده او را برای همیشه تعیین کند.

او همچنین از تبعیض نژادی سیستماتیک علیه مزراحی‌ها سخن گفته؛ تبعیضی که در مدارس نخبه دخترانه اورشلیم به‌صورت رسمی و مستند اعمال می‌شود. آبراهام معتقد است جامعه سکولار اسرائیل نیز با بی‌تفاوتی و نوعی «همدستی نخبگان» در تداوم این ساختار نقش دارد: «توافق نانوشته این است که نخبگان حریدی جامعه خود را در قرن نوزدهم نگه دارند و خودشان در قرن بیست‌ویکم زندگی کنند.»

به گفته او، کارگزاران حریدی با ثروت، سفرهای خارجی و زندگی مرفه، جامعه خود را در فقر و جهل نگه می‌دارند؛ در حالی که بودجه‌های رفاهی و کوپن‌های غذا تنها برای حفظ وابستگی توده‌هاست. آبراهام این وضعیت را «خیانت به مردم خود» می‌داند.

او در پایان گفته که از قدرت این ساختار آگاه است، اما بیرون از بنی‌براک، تهدیدهای آن‌ها «وزن چندانی ندارد». با این حال هشدار داده که این الیگارشی، سیستمی نژادپرست و ظالمانه ساخته که هدفش نامرئی و وابسته نگه داشتن زنان و طبقات فرودست است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا