اسلایدشوافغانستانحقوق بشرسیاستگزارش

بازخوانی جنگ رمضان؛ از پروژه نیابتی تا روایت ملی مهاجرین افغانستانی

اختصاصی خبرگزاری دید: سی‌ویکمین نشست انجمن راحل با محوریت «بازخوانی تحلیلی حضور مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان» برگزار شد؛ نشستی که در ادامه مباحث پیشین، با تمرکز بر ریشه‌های تاریخی، ژئوپلیتیک و ضرورت تدوین «روایت ملی» از نقش مهاجرین، سه دیدگاه متفاوت اما مکمِّل را درباره جایگاه مهاجرین در معادلات ایران و منطقه ارائه کرد.

بازخوانی جنگ رمضان؛ از پروژه نیابتی تا روایت ملی مهاجرین افغانستانی

سی‌ویکمین نشست از سلسله نشست‌های «وضعیت‌شناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» عصر شنبه ۲ جوزا/خرداد با عنوان «از پروژه نیابتی تا روایت ملی؛ بازخوانی تحلیلی حضور مهاجرین افغانستانی در جنگ رمضان» در خانه اندیشه‌ورزان تهران برگزار شد. در این نشست، دکتر علیرضا شفاه، دکتر سید عبدالقیوم سجادی و دکتر علیرضا بلیغ به ارائه دیدگاه‌های خود پرداختند و رضا عطایی دبیری جلسه را بر عهده داشت. این نشست ادامه مباحث جلسه سی‌ام این انجمن بود و بر ضرورت بازتعریف جایگاه مهاجرین در چارچوبی تاریخی و ملی تأکید داشت.

ایران؛ سرزمین «داستان مشترک» نه نژاد و زبان واحد
دکتر علیرضا شفاه، نخستین سخنران نشست، با طرح پرسش بنیادین «مساله ایران چیست؟» گفت: «ایران برخلاف ترکیه یا کشورهای عربی، هرگز بر پایه نژاد یا زبان واحد تعریف نشده است. جوهر ایران، داستان مشترک است.» او تأکید کرد که پروژه مهاجرستیزی در ایران که مهاجرین افغانستانی را «خارجی» یا «سربار» معرفی می‌کند، تلاشی برای «جوهرزدایی» از همین داستان مشترک است.

بازخوانی جنگ رمضان؛ از پروژه نیابتی تا روایت ملی مهاجرین افغانستانی

شفاه افزود: «صورت‌بندی مساله مهاجرت در قالب منافع اقتصادی یا تهدید امنیتی، برگرفته از نگاه غربی است و با سنت ایرانی ـ اسلامی که بر درک متقابل استوار است، سازگاری ندارد.» به گفته او، اصرار بر برچسب «مهاجر» و «خارجی» در عمل به تخریب هویت مشترک تاریخی میان دو ملت منجر می‌شود.

جنگ رمضان؛ تقابل دو گفتمان و همراهی استراتژیک مهاجرین
در ادامه، دکتر سید عبدالقیوم سجادی که به‌صورت آنلاین در نشست حضور داشت، جنگ رمضان را نه یک درگیری نظامی، بلکه «رویارویی گفتمان مقاومت اسلامی با گفتمان نظم سلطه» توصیف کرد. او گفت: «این جنگ، میدان تقابل دو نظم بود؛ نظمی که عدالت جهانی را مطالبه می‌کند و نظمی که اراده ملت‌ها را نادیده می‌گیرد.»

سجادی همراهی مهاجرین افغانستانی با ایران را «همراهی استراتژیک و بنیادی» دانست و چهار ریشه اصلی برای این همراهی برشمرد:
۱) هویت سیاسی امت اسلامی که مرزهای ملی را در برابر دشمن مشترک کم‌رنگ می‌کند؛
۲) اشتراکات تاریخی ـ تمدنی ریشه‌دار در ایران بزرگ فرهنگی؛
۳) تابعیت از گفتمان مقاومت که مهاجرین خود را بخشی از آن می‌دانند؛
۴) زیست مشترک چهل‌ساله که تجربه‌ای از همدلی و هم‌سرنوشتی ایجاد کرده است.

او با نقد دوگانه‌سازی «نیروی نیابتی» تأکید کرد: «مهاجرین خود را در اقتدار ایران سهیم می‌دانند. روایت ملی از حضور مهاجرین باید بر همین همراهی استراتژیک بنا شود، نه برچسپ‌های امنیتی.»

ریشه‌های تاریخی مهاجرستیزی؛ از جدایی افغانستان تا طراحی نظم جدید
سومین سخنران، دکتر علیرضا بلیغ، با رویکردی تاریخی و ژئوپلیتیک به ریشه‌های مهاجرستیزی پرداخت. او با اشاره به نقش بریتانیا در جدایی افغانستان از ایران در دوره قاجار و طراحی خاورمیانه جدید گفت: «هدف غرب همواره جلوگیری از شکل‌گیری یک قطب قدرتمند شرقی بوده است. تحلیل مساله مهاجرین بدون درک این طرح کلان، ناقص خواهد بود.»

بلیغ در ادامه تأکید کرد: «جمهوری اسلامی با اتکا به بیداری مردمی و نهادهای برخاسته از انقلاب توانسته از این طرح‌ها عبور کند. مسیر برون‌رفت از نظم تحمیلی غرب، تقویت همگرایی اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای است؛ از جمله با افغانستان.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا