بامیان؛ کشاورزان زخمی، مهاجمانِ صاحبفرصت
خبرگزاری دید: منازعه دامنهدار میان کوچیها و باشندگان بومی در مناطق مرکزی افغانستان، بهویژه در ولایت بامیان، دیگر یک تقابل سادهی صنفی یا سنتی میان مالدار و زمیندار نیست. این بحران کهنه با هر بار تغییر ساختار قدرت سیاسی در کابل، ابعاد تازه و خطرناکی به خود میگیرد.

رویداد اخیر در روستای «توبک» منطقه «پشته غرغری» در ولسوالی پنجاب بامیان، که به لتوکوب شدید کشاورزان محلی، شلیک به خانههای مسکونی و آوارگی خانوادهها منجر شد، نمونهای عریان از بازتولید یک بحران سیستماتیک تحت سایه مدیریت جدید است. اما آنچه این رویداد را از سطح یک برخورد محلی به یک مسألهی کلان تحلیلی ارتقا میدهد، نوع مداخله و جهتگیری حکومت سرپرست طالبان در حلوفصل آن است.
تصاویر منتشرشده از پیکرهای مجروح و خونآلود سه کشاورز پنجابی محمدحسین، جعفر و علیداد که تنها جرمشان دفاع از دسترنج و مزارعشان در برابر هجوم رمههای کوچی بود، گویای بخش سختافزاری این خشونت است. در موازات آن، عملکرد وزارت سرحدات، اقوام و قبایل طالبان، بخش نرمافزاری و ساختاری این بحران را عیان میکند.
اعلام خبر «حلوفصل منازعه از طریق مذاکره» در بیانیهی رسمی این وزارتخانه، در حالی که مهاجمان مسلح پس از آسیب رساندن به جان و مال مردم، پنج روز «فرصت» بیشتر برای ماندن در منطقه کسب کردهاند، پارادوکس عجیبی را به نمایش میگذارد؛ پارادوکسی که میتوان آن را سیاست «پاداش به مهاجم و توبیخ قربانی» نامید.
این نوع مواجهه، پیش از آنکه به معنای تلاش برای حل ریشهای منازعه باشد، خریدن زمان به نفع کوچیها و تحمیل سکوت بر بومیان است. تجربه هفتههای گذشته در منطقه «زرسنگ» و تکرار درخواستهای مهلت سهروزه و پنجروزه نشان میدهد که این ضربالاجلها، مکانیسمی برای فرسایشی کردن اعتراضات محلی و تثبیت حضور مهاجمان مسلح است.
هیئت اعزامی طالبان نه تنها هیچ اعتنایی به جراحات کشاورزان و خسارات وارده به مزارع نکرده، بلکه در موضعگیری آشکار، تجمع مردم بومی برای دفاع از حریم خود را «لشکرکشی علیه کوچیها» نامیده و آن را جرمانگاری کرده است. این تغییر جایگاه شاکی و متهم، عملاً مصونیت قضایی دوفاکتو به کوچیهای مسلح اعطا میکند و به آنها این پیام را میدهد که اهرمهای فشار دولتی در نهایت پشتیبان آنهاست.
از منظر اقتصادی، این تهاجم همزمان با فصل بهار و آغاز دوره حیاتی زراعت در مناطق بامیان رخ میدهد. نابودی مزارع و مراتع توسط هزاران مواشی، عملاً امنیت غذایی و معیشت نیمبند کشاورزان بامیانی را که هیچ منبع درآمد دیگری ندارند، نابود میکند. کوچ اجباری و فرار خانوادهها از ترس شلیک گلولهها بر فراز خانههایشان، پیامدهای دموگرافیک و اجتماعی بلندمدتی دارد که ثبات و همزیستی مسالمتآمیز را در این مناطق برای همیشه مخدوش میسازد.
در نهایت، رویداد پنجاب بامیان نشان میدهد که شکاف روایتی عمیقی میان ویترین رسانهای حکومت و واقعیتهای میدانی وجود دارد. در حالی که بیانیههای رسمی از تحکیم وحدت ملی و حل عادلانه اختلافات سخن میگویند، در میدان عمل، کشاورزانِ زخمی بدون دسترسی به عدالت رها میشوند و مهاجمان مسلح، با گرفتن فرصتهای مکرر، مزارع بیشتری را پایمال میکنند.
تا زمانی که ساختار حاکم به جای نگاه حقوقی، شهروندمحور و بیطرفانه، از عینک ترجیحات قومی و قبیلهای به منازعات ارضی بنگرد، بیانیههای «حلوفصل صلحآمیز» چیزی جز یک تسکین موقت برای پوشاندن یک بحران عمیق، ساختاری و رو به انفجار نخواهد بود. بامیان امروز، نماد روشنی از این واقعیت تلخ است: جایی که حق دفاع از زمین، لشکرکشی خوانده میشود و دست متجاوز برای تاختوتاز باز میماند.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید