قدرت روانی در راهبرد آمریکا؛ جنگ روایتها، اهداف پنهان و نقشآفرینی چین در معادله ایران
خبرگزاری دید: نقش چین بهعنوان بازیگری که بهدنبال افزایش نفوذ و حتی جایگزینی آمریکا در منطقه است، اهمیت فزایندهای یافته است. پکن در صورت بروز درگیری، احتمالاً با افزایش هزینههای آمریکا و تشویق کشورهای خلیج فارس به موازنهجویی، تلاش خواهد کرد موقعیت خود را تقویت کند.

قدرت نظامی متعارف آمریکا، با وجود پیشرفتهای فناورانه گسترده، در عمل بیش از آنکه بر توان سخت متکی باشد، بر عملیات روانی و مدیریت ادراک استوار است. بزرگنمایی قدرت نظامی، ایجاد هراس، تضعیف اعتمادبهنفس طرف مقابل و دشوارسازی تصمیمگیری، ابزارهایی هستند که در راهبرد فشار و وادارسازی واشنگتن نقش محوری ایفا میکنند. در این چارچوب، قدرت نظامی نه یک توان مستقل، بلکه پشتوانهای برای عملیات روانی محسوب میشود.
تجربه جنگ عراق و ناکامی اتکای صرف به قدرت سخت، موجب شد بهرهگیری از قدرت نرم و ابزارهای ادراکی، به یکی از اصول سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود؛ رویکردی که در سالهای اخیر در چند مورد نیز نتایج ملموسی داشته است.
در این میان، حجم سرمایهگذاری رسانهای و تبلیغاتی به زبان فارسی و متمرکز بر ایران، در مقیاسی کمسابقه در رقابتهای بینالمللی دیده میشود. شبکهای گسترده از رسانهها، تحلیلگران موسمی، صفحات پروموتشده و جریانهای تبلیغاتی، با تمرکز بر مسائل داخلی ایران و با استفاده از مفاهیمی چون آزادی و حقوق بشر، تلاش میکنند نارضایتی عمومی را تشدید کنند. با این حال، در مطالبات رسمی آمریکا، این موضوعات جایگاهی ندارند و اهداف اصلی واشنگتن بر محدودسازی توان موشکی، برنامه هستهای و کاهش نفوذ منطقهای ایران متمرکز است؛ اهدافی که ارتباط مستقیمی با مسائل حقوق بشری ندارند.
در سطح میدانی، آمریکا در خاورمیانه با آسیبپذیریهایی روبهرو است که در صورت درگیری احتمالی، میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. در چنین شرایطی، حفظ اعتمادبهنفس و تابآوری روانی، نقشی تعیینکننده در کارآمدی بازدارندگی ایران خواهد داشت.
در سوی دیگر، نقش چین بهعنوان بازیگری که بهدنبال افزایش نفوذ و حتی جایگزینی آمریکا در منطقه است، اهمیت فزایندهای یافته است. پکن در صورت بروز درگیری، احتمالاً با افزایش هزینههای آمریکا و تشویق کشورهای خلیج فارس به موازنهجویی، تلاش خواهد کرد موقعیت خود را تقویت کند. درخواست اخیر رئیسجمهور آمریکا از کشورهای منطقه برای تأمین امنیت مستقل، بسیاری از دولتهای منطقه را به سمت میانجیگری و بیطرفی سوق داده و فضای مساعدی برای تحرکات چین ایجاد کرده است.
گفته میشود همکاریهای نظامی چین و ایران در سطحی قرار دارد که حتی سفر نخستوزیر بریتانیا به پکن را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ سفری که برخی آن را تلاشی برای درگیر کردن چین در ارزیابی پیشنهادهای غرب و دور کردن تمرکز آن از پرونده ایران میدانند.
در مجموع، بازگشت آمریکا به توافق هستهای با اصلاحاتی محدود، میتواند تنها مسیر آبرومندانه برای خروج واشنگتن از وضعیت پیچیده کنونی باشد؛ چرا که گزینه جنگ، نتیجه مطلوبی برای هیچیک از طرفها به همراه نخواهد داشت.
واحد بین الملل-خبرگزاری دید