خبرگزاری دید: حکومت طالبان نشان دادهاند که ظرفیت سیاسی و اقتصادی لازم برای تحمل فشارها را دارند. تلاش برای تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، از جمله استفاده از بندر چابهار و گسترش مسیرهای شمالی به آسیای مرکزی، و نیز مدیریت بازگشت پناهجویان، بیانگر آمادگی طالبان برای پذیرش هزینههای عدم همکاری است.

بهکارگیری زور نظامی یا تهدید به استفاده از آن بهعنوان ابزار چانهزنی، امروزه بهطور گسترده بهعنوان بخشی پذیرفتهشده از دیپلماسی در روابط بینالملل شناخته میشود. «دیپلماسی اجبارآمیز» نوعی راهبرد دفاعی است که با هدف جلوگیری از تغییر وضعیت موجود به نفع طرف مقابل به کار میرود.
پاکستان در سالهای اخیر کوشیده است از این ابزار برای وادارکردن حکومت طالبان به جلوگیری از فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان استفاده کند؛ گروهی که بیش از یک دهه است در فهرست سازمانهای تروریستی ایالات متحده و سازمان ملل قرار دارد. با این حال، این تلاشها تاکنون نتیجهای پایدار در پی نداشتهاند و حتی آتشبسهای مقطعی با میانجیگری ترکیه و قطر نیز تغییری اساسی ایجاد نکرده است.
موج جدید دیپلماسی اجبارآمیز پاکستان پس از افزایش چشمگیر حملات شبهنظامیان در داخل این کشور آغاز شد؛ حملاتی که اغلب به تیتیپی TTP نسبت داده میشد. این سیاست شامل حملات هوایی در داخل افغانستان، درگیریهای مرزی در امتداد خط دیورند، بستن مسیرهای ترانزیتی افغانستان و اخراج گسترده پناهجویان افغانستان بود. پاکستان در سال ۲۰۲۵ بیش از یک میلیون پناهجوی افغانستان، از جمله دارندگان مدارک معتبر، را اخراج کرد. با این حال، طالبان نهتنها مسوولیت این تنشها را نپذیرفتند، بلکه اقدامات پاکستان را محکوم کردند.
برای ارزیابی این سیاست میتوان از چارچوب نظری بروس جنتلسون و کریستوفر وایتاک استفاده کرد که موفقیت دیپلماسی اجبارآمیز را به دو عامل اصلی مرتبط میدانند: راهبرد دولت اجبارکننده و میزان آسیبپذیری دولت هدف.
از منظر راهبردی، یکی از مشکلات اصلی پاکستان، عدم تناسب میان اهداف و ابزارهاست. درخواستهایی مانند اخراج کامل تیتیپی TTP یا اقدام نظامی مستقیم طالبان علیه این گروه، با توجه به پیوندهای ایدئولوژیک و تاریخی میان طالبان و تیتیپی TTPهزینهای بسیار سنگین برای حکومت کابل دارد و احتمال پذیرش آن پایین است.
عامل دوم، «تقابل هزینه و فایده» یا اصل عمل متقابل است. برای طالبان، هزینه تمکین به خواستههای پاکستان که حتی در مقطعی شامل بحث تغییر حاکمیت نیز میشد، بهمراتب بیشتر از هزینه نافرمانی است. افزون بر این، اقدامات متناقض پاکستان، از جمله حملات محدود، باز و بستهشدن مکرر مرزها و عقبنشینیهای پیاپی در موضوع اخراج پناهجویان، اعتبار تهدیدهای اسلامآباد را تضعیف کرده است.
در سوی دیگر، حکومت طالبان نشان دادهاند که ظرفیت سیاسی و اقتصادی لازم برای تحمل فشارها را دارند. تلاش برای تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، از جمله استفاده از بندر چابهار و گسترش مسیرهای شمالی به آسیای مرکزی، و نیز مدیریت بازگشت پناهجویان، بیانگر آمادگی طالبان برای پذیرش هزینههای عدم همکاری است. این تابآوری سبب شده که فشارهای پاکستان به امتیازدهی معنادار منجر نشود.
در مجموع، بر اساس این چارچوب نظری میتوان گفت؛ دیپلماسی اجبارآمیز پاکستان به دلیل عدم تناسب مطالبات، کاهش اعتبار تهدیدها و توان طالبان در تحمل هزینهها، محکوم به شکست است. عقبنشینی اخیر اسلامآباد از گفتمان «تغییر رژیم» و تمایل به همکاری با حکومت مستقر کابل نیز مؤید این ناکامی است. با این حال، عدم تحقق مطالبات امنیتی پاکستان، این کشور را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده و احتمال تداوم یا تشدید خشونتها در میانمدت و بلندمدت همچنان پابرجاست.
ترجمه و تلخیص: سید طاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: احمدالله ارچیوال
منبع: صداهای جنوب آسیا – South Asian Voices