اسلایدشوتحلیلجهانسیاستمنطقه

مسقط؛ صحنه بازتعریف موازنه قدرت در مذاکرات هسته‌ای

میز بین‌الملل خبرگزاری دید: مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در مسقط، تصویری چندلایه از یک رویارویی دیپلماتیک پیچیده را پیش چشم می‌گذارد. مسقط، به‌عنوان صحنه‌ای آرام اما پرطنین، بار دیگر به محملی برای گفت‌وگوهای دشوار بدل شده است؛ گفت‌وگوهایی که در ظاهر بر سر پرونده هسته‌ای جریان دارد، اما در عمق، بازتابی از تقابل راهبردی دو جهان‌بینی است.

زمینه‌های شکل‌گیری مذاکرات در مسقط
مذاکرات اخیر در مسقط را نمی‌توان جدا از تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی فهم کرد. آمریکا پس از سال‌ها فشار حداکثری و ناکامی در واداشتن ایران به عقب‌نشینی، اکنون با واقعیتی مواجه است که در آن تهران نه‌تنها توانسته سنگینی‌های فشار را تاب بیاورد، بلکه با گسترش روابط منطقه‌ای و بین‌المللی، جایگاه خود را تثبیت کرده است و با اتکا به توان داخلی، پیشرفت‌های هسته‌ای و شبکه‌ای از روابط راهبردی، در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند با اعتماد به‌نفس بیشتری وارد مذاکره شود.

ماهیت مذاکرات: از تقابل به تنظیم قواعد بازی
در این مرحله، مذاکرات بیش از آن‌که بر سر «اصل» برنامه هسته‌ای باشد، بر سر «قواعد مدیریت اختلاف» است. ایران با تثبیت ظرفیت‌های فنی خود، عملاً از مرحله چانه‌زنی بر سر حق غنی‌سازی عبور کرده و اکنون در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند درباره نحوه تعامل با آژانس، چارچوب رفع تحریم‌ها و تضمین‌های رفتاری طرف مقابل گفت‌وگو کند.

از منظر ایران، هدف اصلی این است که حق توسعه فناوری هسته‌ای تثبیت شود، تحریم‌ها به‌صورت واقعی و قابل‌ سنجش رفع گردد، تجربه خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق تکرار نشود.

موازنه قدرت منطقه‌ای به ضرر ایران تغییر نکند
در مقابل، آمریکا می‌کوشد بدون پذیرش شکست سیاست‌های گذشته، نوعی «مدیریت بحران» را پیش ببرد؛ به‌گونه‌ای که هم از تشدید تنش جلوگیری کند و هم بتواند در داخل، این روند را نوعی مهار ایران جلوه دهد.

تاکتیک‌های طرفین در مذاکرات
ایران در این مذاکرات با بهره‌گیری از تجربه دو دهه تقابل و گفت‌وگو، از موضعی سنجیده و مبتنی بر صبر راهبردی وارد شده است. تهران می‌داند که هرگونه شتاب‌زدگی، می‌تواند به بازتولید همان چرخه معیوب گذشته منجر شود. از این رو بر خطوط قرمز خود تأکید می‌کند، از ارائه امتیاز پیش‌دستانه پرهیز دارد و هر گام را مشروط به اقدام متقابل و قابل ‌راستی‌آزمایی می‌داند.

در سوی مقابل، آمریکا تلاش می‌کند با طرح پیشنهادهای مرحله‌ای، فضای مذاکره را به سمت توافق‌های محدود و کوتاه‌مدت سوق دهد؛ توافق‌هایی که الزاماً به رفع ساختاری تحریم‌ها منجر نمی‌شود، اما می‌تواند تنش را کاهش دهد. این رویکرد، البته با مقاومت ایران مواجه است؛ زیرا تهران به‌خوبی می‌داند که توافق‌های موقت، نه‌تنها تضمینی ایجاد نمی‌کنند، بلکه می‌توانند به ابزاری برای فشارهای بعدی تبدیل شوند.

نقش متغیرهای منطقه‌ای
تحولات منطقه، از جنگ غزه گرفته تا تغییر آرایش قدرت در خلیج فارس، سایه‌ای سنگین بر مذاکرات انداخته است. ایران اکنون بازیگری است که بدون مشارکت آن، هیچ معادله‌ای در منطقه قابل حل نیست. این واقعیت، دست تهران را در مذاکرات تقویت کرده و آمریکا را ناگزیر ساخته است که با واقع‌گرایی بیشتری وارد گفت‌وگو شود.

در عین حال، ایران با هوشمندی می‌کوشد مذاکرات هسته‌ای را از تحولات منطقه‌ای تفکیک کند؛ زیرا پیوند خوردن این دو حوزه، می‌تواند به پیچیدگی‌های غیرضروری و امتیازخواهی‌های مضاعف منجر شود.

چشم‌انداز مذاکرات
چشم‌انداز مذاکرات مسقط را باید در چارچوب یک روند تدریجی و چندمرحله‌ای دید. نه ایران عجله‌ای برای توافق دارد و نه آمریکا توان تحمیل خواسته‌های یک‌جانبه را. آنچه محتمل‌تر است، شکل‌گیری نوعی «تفاهم حداقلی» است که بتواند تنش را مدیریت کند، اما در عین حال، مسیر را برای گفت‌وگوهای گسترده‌تر در آینده باز نگه دارد.

با این حال، موفقیت این روند به چند عامل بستگی دارد: پایبندی آمریکا به تعهدات احتمالی، پرهیز از فشارهای سیاسی داخلی در واشنگتن، تداوم رویکرد عزتمندانه و مبتنی بر قدرت از سوی ایران و حفظ نقش میانجی‌گرانه عمان.

جمع‌بندی
مذاکرات مسقط را باید نه یک نقطه پایان، بلکه مرحله‌ای از یک فرآیند طولانی دانست؛ فرآیندی که در آن ایران، با اتکا به قدرت ملی و تجربه دیپلماتیک، می‌کوشد حقوق خود را تثبیت کند و در برابر زیاده‌خواهی‌ها بایستد. این مذاکرات، اگرچه دشوار و زمان‌بر است، اما می‌تواند به تنظیم قواعدی جدید در روابط ایران و آمریکا منجر شود؛ قواعدی که در آن، احترام متقابل و پذیرش واقعیت‌های میدانی، جایگزین سیاست فشار و تهدید گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا