خبرگزاری دید: پروفسور جیانگ شوئهچین، استاد چینایی، با بیان مجموعهای از هشدارها و استدلالهای خود درباره پیامدهای احتمالی حمله آمریکا به ایران، تأکید کرده که چنین حملهای نهتنها به «پیروزی سریع» منجر نخواهد شد، بلکه راهبرد «شوک و ترس» واشنگتن را از میان برده و به تضعیف همیشگی هژمونی نظامی آمریکا منجر میشود.

به گفته او، ایران برای یک جنگ تمامعیار آماده است؛ از شبکه گسترده موشکهای بالستیک و پهپادهای پیشرفته گرفته تا ساختار نیروهای نامنظم و ایدئولوژی مبتنی بر شهادت و مقاومت. او این جنگ را «نبردی تا مرگ» توصیف کرده که هیچ شباهتی به عملیات سال ۲۰۰۳ در عراق ندارد.
پروفسور جیانگ معتقد است آمریکا ظرفیت لازم برای پیروزی در چنین جنگی را ندارد. او به ضعف تولید صنعتی آمریکا اشاره میکند که بخش بزرگی از آن به چین منتقل شده و گفته است «چین برای ارتش آمریکا تانک و گلوله نخواهد ساخت».
از نظر او، جنگ مدرن نیازمند توان صنعتی گسترده است و آمریکا در یک جنگ طولانیمدت دچار فرسایش خواهد شد. او همچنین به نبود اراده سیاسی، شکنندگی روحیه سربازان آمریکایی و فقدان حمایت جهانی از اقدام نظامی ایالات متحده علیه ایران اشاره کرده و این موارد را بخشی از نقاط آسیبپذیری دولت ترامپ در مواجهه با ایران برشمرده است.
در بخش دیگری از تحلیل، او توضیح داده که جغرافیا و ساختار دفاعی ایران، هرگونه پیروزی سریع را ناممکن میکند. به باور او، بمباران هوایی کافی نیست و آمریکا برای رسیدن به اهداف خود نیازمند اشغال زمینی است؛ اشغالی که با خطر گروگانگیری گسترده نیروهای آمریکایی، انزوای بینالمللی و نبود ائتلاف جهانی، همراه خواهد بود.
پروفسور جیانگ همچنین احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را رد کرده و گفته است روسیه و چین بازیگرانی محاسبهگر هستند. به گفته او، این دو کشور برای حفظ منافع انرژی و توازن منطقهای، ایران را رها نخواهند کرد، اما مداخله آنها به شکل طولانیکردن جنگ و فرسایش آمریکا خواهد بود، نه ورود به یک رویارویی هستهای یا تمامعیار.
او همچنین این درگیری احتمالی را در چارچوب الگوهای تاریخی تحلیل کرده و گفته است جنگهای آمریکا علیه کشورهایی که فاقد بانک مرکزی مستقل هستند، بخشی از پروژه حفظ ساختار سرمایهداری فراملی و سلطه اقتصادی جهانی است.
در جمعبندی، پروفسور جیانگ هشدار داده که حمله به ایران میتواند به یک جنگ فرسایشی، پرهزینه و بینتیجه تبدیل شود؛ جنگی که اعتراض داخلی در آمریکا، کاهش روحیه نیروهای نظامی و انزوای جهانی ایالات متحده را به همراه خواهد داشت. او این سناریو را «پایان دوران تکقطبی آمریکا» و آغاز مرحلهای جدید از توازن قدرت به سود شرق توصیف کرده است.