خبرگزاری دید: در آستانه سومین دور مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، عبداللطیف نظری، معاون وزارت اقتصاد حکومت طالبان، روز چهارشنبه ۶ حوت، با انتشار یادداشتی تحلیلی در صفحه شخصی خود در فیسبوک، به بررسی ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی این مذاکرات پرداخته است.
آنچه در پی میآید، متن کامل این یادداشت است.

فردا سومین دور مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا است. بر بنیاد نظریه رئالیسم و نیورئالیسم در روابط بینالملل، میز مذاکره نهتنها ابزار توافق و صلح، بلکه یکی از مؤثرترین میدانهای جنگ نیز به شمار میرود. جنگی که در آن خبری از موشک و پهپاد و بمب نیست، اما کشور هدف، قطعهقطعه بر سر دسترخوان خالی از امتیاز بلعیده میشود. فلسطین دههها است در این دام و تله گرفتار آمده و امروز ۸۵ درصد خاکش را به بهای امضای قراردادهایی از دست داده که طرف مقابل هرگز به آنها عمل نکرده است.
بر همین مبنا است که هماهنگی کامل میان تیم دیپلوماتیک و بدنه امنیتی ـ نظامی کشورها وجود دارد. در این میان، منازعه ایران و آمریکا، تنش بر سر چند پرونده سیاسی نظیر هستهای، حقوق بشر یا نفوذ منطقهای ایران نیست؛ بحث اساسی آمریکا و متحدان غربیاش این است که ایران با منابع عظیم، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ظرفیت تمدنی بالا باید مهار شود و به عنوان کشور تحت مدیریت، نه بازیگر مستقل در نظام بینالملل سکولار حضور داشته باشد. براین اساس، دعوا، دعوای پروندهها نیست؛ دعوای هویت و استقلال است. آمریکا و غرب، ایران مستقل را در منطقه نمیخواهند بلکه میخواهند جمهوری اسلامی در مدار سلطه قرار گیرد و مهار شود، اما مهمترین پرسش این است که آیا آمریکا میتواند ایران را مهار کند؟
سازمانهای علمی و پژوهشی و نهادهای استخباراتی و اطلاعاتی آمریکا بر این باورند که ایران یکی از بزرگترین و متنوعترین زرادخانههای موشکی منطقه و حتی جهان را دارد که با سرعت فراصوت میتواند سامانههای دفاعی مانند پیکان و گنبد آهنین را به چالش بکشد. چنان که در جنگ ۱۲ روزه علیرغم رهگیری بخشی از موشکها، صدها موشک ایرانی به اهداف اصابت کرد و خسارتهای جبرانناپذیری به زیرساختهای نظامی اسرائیل وارد ساخت. در این جنگ، تنها یکسوم موشکهای بالستیک ایران رهگیری شدند. جغرافیای کوچک اسرائیل، جمعیت متراکم و تمرکز تاسیسات حیاتی در نقاط محدود، اسرائیل را به شدت در برابر قدرت آتش موشکهای ایرانی آسیبپذیر ساخته است. به همین دلیل است که اسرائیل، برنامه موشکی ایران را تهدید وجودی میبیند.
تحلیل اندیشکدههای بین المللی بیطرف این است که اگر ایران و آمریکا به توافق نرسند و درگیری رخ دهد، هر تعرضی به خاک ایران، خطر پاسخ مستقیم با صدها موشک بالستیک را به همراه دارد که میتواند پایگاهها، شهرها و زیرساختهای حیاتی اسرائیل را هدف قرار داده و فلج کند. این معادله، آمریکاییها را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ زیرا ایران طی دو دهه گذشته، شبکهای از شهرهای موشکی زیرزمینی ساخته است که میتواند تعادل ژئوپلیتیک منطقه را تغییر دهد. بر این اساس است که از نظر تهران، موشکها بخشی از دکتورین دفاعی ایران است و مذاکرهناپذیر. با اتکا به نظریه رئالیسم تدافعی میتوان گفت محدود کردن موشکها به معنای بیدفاع کردن کشور ایران در برابر برتری هوایی دشمنان ایران است.
نکته مهم اینجا است که ایران به خودکفایی کامل در صنعت موشکی رسیده و به دانش بومی در این زمینه دست یافته که تحریمناپذیر است. از این رو، برای آمریکا و اسرائیل، موشکهای ایران تهدیدی است که باید مهار شود و برای ایران، تضمینی برای بقا و استقلال. اهمیت راهبردی موشکهای ایران در این امر نیز نهفته است که اگر دیپلوماسی شکست بخورد و درگیری آغاز شود، تهران میتواند تمامی پایگاههای آمریکا را در منطقه و تاسیسات نفتی کشورهایی که با آمریکا همکاری کنند، هدف قرار دهد.
سخن نهایی این که علاوه بر موارد فوق، اکنون آمریکا به دلایل گوناگونی، چون هزینههای بالا، درسهای جنگ فرسایشی اوکراین، تجربه شکست در جنگ افغانستان و حفظ آمادگی برای چالشهایی در عرصههایی مانند چین و آمریکای لاتین، ترجیح میدهد از مجاری دیپلوماتیک با ایران به توافق برسد. اگر مذاکره و مصالحه شکست بخورد، آمریکا عملیات نظامی کوتاه و محدود را ترجیح میدهد و از درگیریهای طولانیمدت با تهران اجتناب میکند. بنابراین ورود آمریکا به جنگ با ایران باعث بلوکبندیهای جدید در منطقه شده و میتواند به یک جنگ منطقهای و خروج ثبات از غرب آسیا منجر گردد.