خبرگزاری دید: مساله اصلی، تروریزم فرامرزی به ویژه نقش تحریک طالبان پاکستان (TTP) است. این گروه، گرچه سازمانی جداست، با طالبان همسوست و سالها علیه دولت پاکستان جنگیده است. بسیاری از اعضای تیتیپی TTP پس از عملیات نظامی پاکستان، به افغانستان رفتند و اسلامآباد ادعا میکند که طالبان به آنها پناه داده و حملات مرزی افزایش یافته است.

روابط پاکستان و افغانستان به خطرناکترین مرحلهاش در چند دهه اخیر رسیدهاست. در اواخر فبروری ۲۰۲۶، درگیریهای مرزی به حملات گستردهای منجر شد که وزیر دفاع پاکستان آن را «جنگ آشکار» توصیف کرد. مقامات افغان میگویند حملات پاکستانیها به پایگاه بگرام دفع شده و تلفات سنگینی به دشمن وارد شده است. همزمان، پاکستان مدعی است به دهها هدف طالبان حمله کرده و اقدامات خود را دفاع از خود در برابر شورشیان مستقر در افغانستان توجیه میکند. طالبان نیز با حملات پهپادی به پایگاههای مهم نظامی پاکستان از جمله پایگاه نورخان در راولپندی و پایگاههای کویته و مناطق قبیلهای پاسخ دادهاند.
ریشه بحران کنونی، مسایل دیرینهای است که فراتر از یک حادثه مرزی سادهاند. دهههاست پاکستان طالبان را به عنوان دارایی استراتژیک علیه هند و برای ایجاد رژیم همسو در کابل میدید. این حمایتها از دهه ۱۹۸۰ با مجاهدین ضد شوروی شروع شد، در دهه ۱۹۹۰ به ظهور طالبان کمک کرد و تا دوره حضور امریکا و ناتو (۲۰۰۱–۲۰۲۱) ادامه یافت. بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، در ابتدا این سیاست را تأیید میکرد، اما رابطه به سرعت تیره شد. اکنون اسلامآباد طالبان را تهدید اصلی امنیتی خود میداند و طالبان حملات هوایی پاکستان را نقض حاکمیت میدانند.
مساله اصلی، تروریزم فرامرزی به ویژه نقش تحریک طالبان پاکستان (TTP) است. این گروه، گرچه سازمانی جداست، با طالبان همسوست و سالها علیه دولت پاکستان جنگیده است. بسیاری از اعضای تیتیپی TTP پس از عملیات نظامی پاکستان، به افغانستان رفتند و اسلامآباد ادعا میکند که طالبان به آنها پناه داده و حملات مرزی افزایش یافته است. طالبان این اتهامات را رد میکنند و مشکل را بازتاب سیاستهای خود پاکستان میدانند. این بحران، افغانستان را از «عمق استراتژیک» به خطر امنیتی برای پاکستان تبدیل کردهاست.
مشکل ساختاری دیگر، مرز بحثبرانگیز دیورند است. این مرز ۲۶۰۰ کیلومتری، هرگز توسط دولتهای افغان به رسمیت شناخته نشده و قبایل پشتون در هر دو طرف زندگی میکنند.
پاکستان از ۲۰۱۵ اقدام به ساخت حصار و سختگیری مرزی کرده و طالبان این اقدامات را نقض حاکمیت میدانند. این اختلافات مرزی بارها منجر به درگیریهای مرزی شده است.
مساله سوم، وضعیت میلیونها افغان در پاکستان است. پس از دههها میزبانی، برنامه «بازگرداندن مهاجران غیرقانونی» در ۲۰۲۳ اجرا شد و تا ۲۰۲۵، اخراجها به شدت افزایش یافت. این اقدامات، روابط را بیشتر تیره کرده و دیدگاه عمومی افغانها نسبت به پاکستان منفی شدهاست.
در کنار مسایل امنیتی و انسانی، اقتصاد نیز آسیب دیده است. افغانستان برای تجارت و دسترسی به بنادر پاکستان وابسته است و هر بار خشونت مرزی افزایش مییابد، تجارت و حملونقل مختل میشود. کاهش وابستگی اقتصادی، انگیزههای همکاری را نیز تضعیف کردهاست.
رقابت منطقهای نیز بحران را پیچیده میکند. پاکستان ادعا میکند افغانستان بهعنوان «نماینده هند» عمل میکند و طالبان با کشورهای دیگر روابط برقرار میکنند تا از وابستگی به پاکستان بکاهند. این وضعیت، معمای امنیتی و بیاعتمادی را تشدید کردهاست.
با وجود همه مشکلات، هر دو کشور انگیزههایی برای جلوگیری از جنگ تمامعیار دارند. پاکستان با بحران اقتصادی و ناآرامیهای داخلی مواجه است و طالبان کشوری فقیر و وابسته به کمکهای خارجی را اداره میکنند. اما راه بازگشت به روابط صلحآمیز دشوار است، چرا که اعتماد متقابل به شدت از بین رفته و هزینه مصالحه سیاسی برای هر دو طرف بالاست.
در مجموع، بحران کنونی نشان میدهد که بدون مدیریت تنشها، هزینههای جنگ فراتر از مرزها خواهد رفت و خطرات منطقهای را افزایش میدهد. بازگشت به صلح نیازمند کاهش خصومت، اعتمادسازی و حل مسایل مرزی، امنیتی و انسانی است.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: محمد ایوب
منبع: نشنل انترست – National Interest