خبرگزاری دید: پرسش اصلی اکنون این است که پاکستان در نهایت چه میخواهد. یک احتمال این است که اسلامآباد میخواهد طالبان را تحت فشار قرار دهد تا به اصلاحات محدود، کاهش نفوذ هند و مهار تیتیپی TTP تن دهند، در حالی که حکومت طالبان را همچنان میپذیرد.

در حالی که توجه جهانی به حملات فزاینده امریکا و اسرائیل علیه ایران از ۲۸ فبروری معطوف بوده، یک تقابل موازی و کمتر دیدهشده بین پاکستان و افغانستان در جریان است. روابط تیره بین اسلامآباد و کابل پرسش مهمی را ایجاد میکند: استراتژی بلندمدت پاکستان نسبت به افغانستان تحت حکومت طالبان چیست؟ از زمانی که طالبان در آگست ۲۰۲۱ قدرت را در افغانستان در دست گرفت، این کشور با بحرانهای سیاسی، اقتصادی و انسانی همزمان مواجه بودهاست. سیاستهای پاکستان نقش کلیدی در تعیین مسیر افغانستان—ثبات یا ادامهٔ بیثباتی—دارند.
در ابتدا، پاکستان بازگشت طالبان را خوشآمد گفت. عمران خان، نخستوزیر وقت پاکستان، پیروزی طالبان را بهعنوان رد نفوذ غربی تفسیر کرد و با ریتوریک طالبان درباره «اسلامیسازی» نظام آموزشی افغانستان همسو شد. نمادهایی مانند انتشار عکسی از فیض حمید، رئیس سازمان استخبارات ارتش پاکستان (ISI)، در هتل کابل، نشاندهنده بازگشت نفوذ استراتژیک اسلامآباد در افغانستان بود.
با این حال، همسویی به سرعت از بین رفت، بیشتر به دلیل افزایش فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان (TTP). این گروه شبهنظامی خواستار کنترل مناطق پیشین ایالتهای فدرال ادارهشده قبیلهای (FATA) و ادامه حملات علیه نیروهای امنیتی پاکستان شد. تلاشهای میانجیگری، از جمله توسط چین، بینتیجه ماند. در اکتوبر ۲۰۲۵، پاکستان حمله هوایی بیسابقهای در کابل علیه نور ولی محسود، رهبر تیتیپی TTP، انجام داد که نشانه تغییر از مدیریت شبهنظامیان به استفاده مستقیم از نیروی نظامی در خاک افغانستان بود.
این تنش با اتهام پاکستان به طالبان درباره حمایت یا تساهل نسبت به حملات ارتش آزادیبخش بلوچستان (BLA) و نگرانی از روابط طالبان با هند شدت یافت. در ۲۷ فبروری ۲۰۲۶، پاکستان اعلام «جنگ آشکار» علیه حکومت طالبان کرد و مواضع طالبان و تیتیپی TTP را در چندین ولایت افغانستان، از جمله کابل و قندهار، هدف قرار داد. این تحولات نشان میدهد که پاکستان طالبان را نه تنها بهعنوان شریک غیرقابل اعتماد، بلکه تهدید استراتژیک بالقوه میبیند.
سیاست تاریخی پاکستان نسبت به افغانستان تحت تاثیر نگرانیها درباره نفوذ هند و تقسیمات قومی منطقه، به ویژه میان پشتونها و بلوچها، شکل گرفتهاست. این ادراکها همچنان اسلامآباد را هدایت میکنند، حتی اگر همکاری مستقیم طالبان با هند قابل تایید نباشد.
پرسش اصلی اکنون این است که پاکستان در نهایت چه میخواهد. یک احتمال این است که اسلامآباد میخواهد طالبان را تحت فشار قرار دهد تا به اصلاحات محدود، کاهش نفوذ هند و مهار تیتیپی TTP تن دهند، در حالی که حکومت طالبان را همچنان میپذیرد. احتمال دوم این است که پاکستان به این نتیجه رسیده که طالبان تغییرناپذیر هستند و افغانستان نیازمند یک توافق سیاسی وسیعتر تحت رهبری نیروهای دموکراتیک مخالف است. مقامات پاکستانی بهطور فزایندهای حمایت خود را از افغانستان «صلحآمیز، پایدار، دوست، فراگیر، مرتبط با منطقه و شکوفا» ابراز میکنند و خواستار حکومت نماینده و واقعی برای مردم افغانستان هستند.
اگر پاکستان جدی باشد، با یک انتخاب استراتژیک حیاتی روبهروست: ادامه استفاده از نفوذ نیابتی یا پذیرش تحول سیاسی گسترده. حمایت از گفتوگوی ملی و روند صلح منطقهای—با همکاری کشورهای مانند عربستان سعودی، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی و هند—میتواند به افغانستان کمک کند تا از منازعات نیابتی خارج شود، ثبات یابد و ارتباطات و یکپارچگی اقتصادی منطقهای ایجاد شود. برای پاکستان، تصمیم روشن است: ادامه مدیریت طالبان یا مشارکت در شکلدهی افغانستانی فراگیر و نماینده برای ثبات بلندمدت.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسندگان: زلمی نشاط و کریس بِلکبرن
منبع: نشنل انترست – National Interest