قدرتگیری ایران و بنبست استراتژیک امریکا
خبرگزاری دید: حتی اگر ترامپ فردا دستور آتشبس بدهد، ایران میتواند به مسدودکردن تنگه ادامه دهد، اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد و امریکا را تحقیر کند، در حالی که خواستار غرامت جنگی است. این وضعیت مانند تجارت نیست که او بتواند اعلام ورشکستگی کند و کنار برود.

ترامپ به مشاورانش گفته که حاضر است جنگ با ایران را پایان دهد، حتی در حالی که ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. او گفته که بستهبودن تنگه و مسدودشدن انتقال انرژی، مشکل سایر کشورهاست و به مصاحبهکنندگان گفته که این تنگه «بهطور خودکار باز خواهد شد» زمانی که ایالات متحده از جنگ خارج شود و این خروج «چندان طولانی نخواهد بود» زیرا «نابودی کامل» صورت گرفتهاست. بازارهای سهام با انتشار این خبر جهش کردند، اما تنگه، چه ترامپ بخواهد یا نه، مشکل امریکا است و ایران نیز در چگونگی پیشرفت این وضعیت نقش تعیینکننده دارد.
بازارهای نفت و گاز طبیعی جهانی هستند. ایران با مسدودکردن تنگه هرمز، کنترل حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی را در دست دارد و برای ادامه این وضعیت تنها کافی است شرکتهای کشتیرانی و بیمه را آنقدر بترساند که جرات عبور نداشته باشند.
از سوی دیگر با وجود بمباران گسترده که تواناییهای نظامی و رهبری ایران را هدف قرار داده، امریکا و اسرائیل نتوانستهاند جلو پرتاب روزانه پهپادها و موشکهای ایران را بگیرند. در ۳۱ مارچ، یک پهپاد ایرانی به یک نفتکش کویتی در سواحل دبی برخورد کرد. بهجز چند استثنایی که ایران اجازه داده، رفتوآمد از طریق تنگه تقریباً متوقف شدهاست.
کمبود در عرضه انرژی اجتنابناپذیر است و احتمال وقوع آن هر روز بیشتر شدهاست. قیمت نفت نسبت به پیش از جنگ بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و بهراحتی میتواند باز هم بالا برود. ایالات متحده بیش از مصرف خود نفت استخراج میکند، اما هم واردات و هم صادرات فرآوردههای نفتی دارد و ظرفیت مازاد بزرگی وجود ندارد که بتوان سریعاً از آن برای جبران کمبود جهانی استفاده کرد. بیشتر نفت خلیج به سمت شرق و آسیا میرود، جایی که تأثیرات سریعتر و شدیدتر احساس شده، مانند افزایش هزینههای خطوط هوایی، اما صرف نظر از آنچه ترامپ گفته، این جنگ فشار افزایشی بر قیمتها در امریکا وارد کردهاست که آشکارترین آن در قیمت پترول دیده میشود، اما بر مواد غذایی و تقریباً همهچیز دیگر نیز تاثیر گذاشته است.
این وضعیت ایران را در موقعیت استراتژیک قدرتمندی قرار دادهاست، حتی اگر ایالات متحده و اسرائیل هر هدفی را که بخواهند بمباران میکنند. ایران خواستار خروج نیروهای امریکایی از منطقه شده و گفتهاست برای عبور از تنگه هرمز عوارض وضع خواهد کرد، شاید تا ۲ میلیون دالر برای هر کشتی و همه کشتیهای امریکایی و اسرائیلی را ممنوع اعلام کردهاست.
حتی اگر ترامپ فردا دستور آتشبس بدهد، ایران میتواند به مسدودکردن تنگه ادامه دهد، اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد و امریکا را تحقیر کند، در حالی که خواستار غرامت جنگی است. این وضعیت مانند تجارت نیست که او بتواند اعلام ورشکستگی کند و کنار برود.
ادعاهای ترامپ درباره ایرانِ «نابودشده» که آماده ارائه امتیاز است، در بهترین حالت آرزوپردازی است و به احتمال بیشتر تلاشی برای عبور از چند چرخه خبری و تقویت بازارهای ناپایدار است. او دیگر از تسلیم بیقیدوشرط یا حتی محدودکردن برنامه هستهای ایران سخن نمیگوید و اگر عقبنشینی کند، بهسختی میتواند آن را چیزی جز یک شکست استراتژیک تحقیرآمیز جلوه دهد. شرکای عرب خلیج امریکا از ترامپ خواستهاند که تنش را افزایش دهد، ظاهراً با درک اینکه پایان جنگ در حالی که ایران بر تنگه مسلط باشد و عوارض بگیرد، شکست جدی خواهد بود.
اظهارات ترامپ درباره پایان جنگ بدون بازکردن تنگه ممکن است بلوف نیز باشد؛ تلاشی برای فرصت پیداکردن در حالی که نیروها برای عملیات زمینی آماده میشوند. ایالات متحده نیروهای بیشتری به خاورمیانه اعزام کرده است، از جمله یک واحد اعزامی تفنگداران دریایی حدود ۴۵۰۰ نفری بهعلاوه ۲۰۰۰ نفر از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش. این سطح از توانایی بیشتر برای تهاجم بزرگتر بعدی مناسب است، نه برای تصرف و نگهداری طولانیمدت سرزمینی.
تصرف جزایر در خلیج یا سواحل اطراف تنگه، ایران را به زانو درنمیآورد؛ همانطور که بمبارانها و ترورها نیز چنین نکردهاند و نیز بهطور کامل مانع توانایی ایران برای شلیک به داخل تنگه نخواهد شد. اگر ترامپ دستور عملیات زمینی بدهد، خطرات افزایش مییابد، و حتی اگر موفق هم باشد، بعد از آن چه؟ اشغال نامحدود خاک ایران در حالی که زیر آتش قرار دارند و همزمان بحران اقتصادی عمیقتر میشود؟
اظهارات ترامپ درباره هرمز بیشتر شبیه تلاش برای مذاکره است. او ارزش این دارایی را پایین آورده و طوری رفتار کرده که گویا برایش اهمیت ندارد و ایران نباید انتظار امتیاز زیادی داشته باشد. این رویکرد احتمالاً موفق نخواهد شد؛ زیرا ایران افزایش قیمت نفت، افزایش قیمت پترول در امریکا و کاهش محبوبیت ترامپ را میبیند. در این وضعیت، او بیشتر شبیه کسی به نظر میرسد که بهشدت بهدنبال راه خروج است.
سخنان ترامپ همچنین متوجه متحدان اروپایی در ناتو بوده است؛ متحدانی که او آنها را برای نپیوستن به جنگ سرزنش کردهاست. اکنون تهدید کرده که اگر همراهی نکنند، از این پیمان خارج خواهد شد؛ اقدامی که اعتبار تعهد امریکا به ناتو که پیشتر نیز متزلزل شده بود و بهدنبال آن همه اتحادهای امریکا را تضعیف میکند. این کار همچنین موقعیت مذاکرهای امریکا با ایران را تضعیف کرده و نشان میدهد که تمایل به باز کردن تنگه وجود دارد، اما برای پرداخت هزینهها تمایل اندکی دیده میشود.
بهدلیل اقدامات ترامپ، رهبران کشورهای متحد امریکا اکنون در داخل کشورشان از مخالفت با امریکا سود سیاسی بیشتری میبرند تا از همکاری با آن. اسپانیا و فرانسه حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای امریکایی بستهاند و ممکن است دیگر کشورهای اروپایی نیز چنین کنند. این اقدام گامی بیسابقه است که نشان میدهد این جنگ تا چه اندازه به اتحاد غرب آسیب رسانده و ترامپ تا چه حد در این روند نقش داشتهاست.
جنگ ایران از هماکنون بهعنوان درگیری شکلدهنده نظم جهان به نظر میرسد. ترامپ امریکا را در موقعیت استراتژیک نامناسبی قرار داده است، و صرفنظر از اینکه چقدر آرزو کند یا با چه شدتی دروغ بگوید، به نظر میرسد هیچ راه خروج خوبی وجود ندارد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: نیکلاس گروسمن
منبع: اماسان – MSN