اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهسیاست

بحران مشروعیت طالبان و غیبت انسجام در جبهه مخالفان

خبرگزاری دید: جبهه مخالفان طالبان با چالشی متفاوت اما به همان اندازه جدی یعنی نبود انسجام مواجه است. این جریان‌ها با وجود اشتراک در مخالفت با طالبان، در تعریف آینده سیاسی افغانستان اختلاف نظرهای قابل توجهی دارند. این اختلاف‌ها تنها به مسائل سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در برداشت‌های متفاوت از هویت، ساختار قدرت و مسیر توسعه کشور دارد.

بحران مشروعیت طالبان و غیبت انسجام در جبهه مخالفان

تحولات افغانستان در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مسأله اصلی این کشور صرفاً حضور طالبان نیست، بلکه نوعی خلأ سیاسی عمیق است که هم در ساختار حاکم و هم در صف مخالفان قابل مشاهده است. از یک سو، طالبان با چالش‌های جدی در زمینه پذیرش داخلی و مشروعیت بین‌المللی روبه‌رو هستند و از سوی دیگر، جریان‌های مخالف هنوز نتوانسته‌اند به یک چارچوب مشترک و کارآمد برای ارائه بدیل سیاسی دست یابند. این وضعیت، افغانستان را در یک حالت تعلیق سیاسی نگه داشته است. وضعیتی که در آن نه ثبات پایدار و نه چشم‌انداز روشنی از تغییر وجود دارد.

طالبان پس از بازگشت به قدرت، تلاش کردند خود را به‌عنوان یک نظام تثبیت‌شده معرفی کنند، اما نبود شمولیت سیاسی، محدودیت‌های گسترده اجتماعی، به‌ویژه در قبال زنان، و چالش‌های اقتصادی باعث شده است که این حکومت با بحران مشروعیت جدی مواجه شود. مشروعیت در جهان امروز تنها از طریق کنترل سرزمینی به‌دست نمی‌آید، بلکه نیازمند پذیرش اجتماعی، کارآمدی حکمرانی و تعامل سازنده با جامعه جهانی است. طالبان در هر سه حوزه با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که توانایی آنان را برای تبدیل شدن به یک نظام پذیرفته‌شده کاهش می‌دهد.

در کنار این مسئله، ساختار تصمیم‌گیری متمرکز و فقدان نهادهای پاسخگو، باعث شده که فاصله میان حکومت و جامعه افزایش یابد. در چنین شرایطی، شهروندان احساس مشارکت در سرنوشت سیاسی خود ندارند و این امر به تدریج به کاهش اعتماد عمومی منجر می‌شود. اگرچه طالبان تلاش کرده‌اند نوعی نظم امنیتی ایجاد کنند، اما این نظم بدون پشتوانه اجتماعی و مشارکت واقعی، در بلندمدت شکننده باقی می‌ماند.

در سوی دیگر، جبهه مخالفان طالبان با چالشی متفاوت اما به همان اندازه جدی یعنی نبود انسجام مواجه است. این جریان‌ها با وجود اشتراک در مخالفت با طالبان، در تعریف آینده سیاسی افغانستان اختلاف نظرهای قابل توجهی دارند. این اختلاف‌ها تنها به مسائل سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در برداشت‌های متفاوت از هویت، ساختار قدرت و مسیر توسعه کشور دارد. نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری مجموعه‌ای از بازیگران پراکنده است که به‌جای یک جبهه واحد، بیشتر شبیه به شبکه‌ای از گروه‌های منفرد عمل می‌کنند.

یکی از عوامل مهم در این پراکندگی، نبود یک روایت مشترک از گذشته و آینده افغانستان است. هر گروه، تجربه تاریخی خود را محور تحلیل قرار می‌دهد و بر اساس آن، نسخه‌ای متفاوت برای آینده ارائه می‌کند. این تفاوت دیدگاه‌ها، اگرچه در یک فضای دموکراتیک می‌تواند مفید باشد، اما در شرایط فعلی به مانعی برای شکل‌گیری یک ائتلاف مؤثر تبدیل شده است. در واقع، پیش از آن‌که درباره ساختن آینده توافقی شکل بگیرد، هنوز بر سر تفسیر گذشته اجماع وجود ندارد.

عامل دیگر، رقابت‌های درونی و نگرانی از حذف شدن در ساختار آینده قدرت است. در فضایی که تجربه بی‌اعتمادی تاریخی وجود دارد، هر بازیگر سیاسی تلاش می‌کند جایگاه خود را حفظ کند. این نگرانی، مانع از شکل‌گیری اعتماد متقابل می‌شود و همکاری‌ها را محدود به سطوح نمادین و کوتاه‌مدت می‌کند. در نتیجه، بسیاری از تلاش‌ها برای همگرایی، به‌جای تبدیل شدن به یک روند پایدار، در سطح نشست‌ها و بیانیه‌ها باقی می‌مانند.

علاوه بر این، فاصله جغرافیایی و زندگی در خارج از کشور نیز بر عملکرد مخالفان تأثیر گذاشته است. حضور در دیاسپورا، اگرچه امکان دسترسی به منابع و فرصت‌های بین‌المللی را فراهم می‌کند، اما در عین حال می‌تواند به دور شدن از واقعیت‌های میدانی و نیازهای واقعی جامعه منجر شود. در چنین شرایطی، خطر شکل‌گیری یک گفتمان سیاسی انتزاعی وجود دارد که با نیازهای مردم در داخل کشور همخوانی ندارد.

با وجود این چالش‌ها، فرصت‌هایی نیز برای تغییر این وضعیت وجود دارد. فرسایش تدریجی طالبان از نظر مشروعیت و کارآمدی می‌تواند زمینه‌ای برای ظهور یک بدیل سیاسی فراهم کند، اما این امر تنها در صورتی ممکن است که نیروهای مخالف بتوانند از پراکندگی عبور کرده و به سمت ایجاد یک چارچوب مشترک حرکت کنند. این چارچوب باید بر حداقل‌های سیاسی، از جمله حقوق اساسی شهروندان، مشارکت سیاسی، و احترام به تنوع اجتماعی استوار باشد.

در نهایت، آینده افغانستان به توانایی هر دو طرف بستگی دارد، طالبان باید ساختار حکمرانی خود را اصلاح کرده و زمینه مشارکت بیشتر را فراهم کنند تا موفق شوند و مخالفان نیز باید به انسجام برسند و یک بدیل قابل اعتماد ارائه دهند. در غیر این صورت، کشور در وضعیت بی‌ثباتی باقی خواهد ماند. راه سوم این که اگر هر دو طرف اراده تغییر داشته باشند و مذاکره شکل بگیرد، عبور از این بن‌بست تاریخی همچنان ممکن است.

نویسنده: سید باقر واعظی- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا