خبرگزاری دید: فاجعه دردناک و جانسوز هرات باستان، تصویری خونین از درد و داغ را بر چهره افغانستان عزیز نقش زد؛ حادثهای که نه یک رویداد محدود، بلکه زخمی عمیق بر پیکر واحد یک ملت است. امروز هرات، دیگر تنها یک جغرافیا نیست، بلکه آیینهای از اشکهای فروخورده، نالههای بیصدا و ماتم مشترک همه مردمانی است که در این سرزمین نفس میکشند. افغانستان یک پیکر واحد است؛ هر قطره خون، تپش قلبی را میلرزاند و هر فریاد مظلومیت، روح یک ملت را در سوگ فرو میبرد.

آنچه رخ داد، صرفاً یک جنایت نیست، بلکه نماد تقابل آشکار میان انسانیت و قساوت است. صحنههایی که در آن، گلوله جای لبخند را گرفت، آرامش به خاک و خون کشیده شد و خانوادههایی که برای لحظهای آسایش به دامان طبیعت پناه برده بودند، در برابر چشمان یکدیگر پرپر شدند، اینها تصاویری است که نهتنها اشک از دیدگان جاری میسازد، بلکه وجدانهای بیدار را به لرزه درمیآورد. این فاجعه، فریاد خاموش مظلومیتی است که در هیاهوی سنگدلی، به خون ترجمه شد.
اما در ورای این ماتم سنگین، یک حقیقت راهبردی نهفته است: ما در برابر این درد، تنها سوگوار نیستیم؛ بلکه مسوولیم. مسوول در برابر حفظ وحدت، در برابر بیداری اجتماعی و در برابر سد کردن راه نفوذ اندیشهها و جریانهایی که از شکافها تغذیه میکنند. تجربههای تلخ تاریخ به ما میآموزد که دشمنان انسانیت، همواره از پراکندگی و غفلت ملتها بهره بردهاند و امروز نیز هر قطره خون، ما را به هوشیاری و همگرایی بیشتر فرا میخواند.
امروز افغانستان در آزمونی بزرگ قرار دارد؛ آزمون وفاداری به درد مشترک و ایستادگی بر محور وحدت. بیاییم دست در دست هم، فراتر از هر مرزبندی قومی، مذهبی و منطقهای، نشان دهیم که این ملت، با همه زخمهایش، همچنان زنده، بیدار و استوار است و از دل همین ماتمها، راه آیندهای روشنتر را خواهد گشود.
عبدالرؤوف توانا