افغانستان در محور طرح تازه اقتصادی
خبرگزاری دید: نقشه جیوپولیتیکی اوراسیا در حال بازترسیمشدن است، اما نه به شکلی که در درازمدت بهمنافع ایالات متحده امریکا خدمت کند. پراکندگی، وابستگیهای بیرونی، و نبود همگرایی منطقوی باعث شدهاست که آسیایمیانه و جنوب آسیا در برابر فشارها، شوکهای اقتصادی و رقابت قدرتهای بزرگ آسیبپذیر بمانند. دقیقاً همین ضعف ساختاری است که ابتکار «سیلک سِوِن پلاس» (S7+) تلاش دارد آن را برطرف سازد.

این چارچوب S7+ فقط یک مجمع منطقوی دیگر یا طرح آرمانی نیست، بلکه نقشه عملی و مرحلهوار برای ادغام گروهی از کشورها است: قزاقستان، ازبیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و آذربایجان.
این طرح با الهام از شکلگیری اولیه اتحادیه اروپا، بر این ایده استوار است که منافع اقتصادی مشترک میتواند اساس ثبات درازمدت، همکاری و همسویی سیاسی را فراهم سازد.
انگیزههای پشت S7+ هم منطقوی و هم جهانی است. برای کشورهای شامل، منطق روشن است. با وجود منابع طبیعی وسیع، موقعیت ستراتژیک و جمعیت جوان و روبه رشد، این منطقه هنوز هم یکی از پراکندهترین مناطق اقتصادی جهان بهشمار میرود. تجارت میان کشورهای همسایه محدود است، اتصال زیربنایی ضعیف است و اختلافات انرژی و آب همچنان ادامه دارد. در نتیجه، کشورها مجبور اند برای پر کردن این خلاها به قدرتهای بیرونی وابسته باشند، چه در زمینه تمویل، چه تضمینهای امنیتی و چه دسترسی به بازارها.
در پاسخ به این وضعیت، +S7 یک مدل متفاوت ارایه میکند. این ابتکار بر اصل مشارکت برابر استوار است، جایی که هیچ کشور مسلط وجود ندارد و همه اعضا در شکلدهی نتایج سهم دارند. به جای ایجاد ساختار سخت و غیرقابل انعطاف، این طرح بر همکاریهای عملی در بخشهای کلیدی تمرکز دارد: مدیریت آب، یکپارچگی انرژی، اتصال ترانسپورتی، معادن استراتژیک و زیربناهای دیجیتالی. اینها اهداف انتزاعی نیستند، بلکه عناصر اساسی حاکمیت اقتصادی و تابآوری بهشمار میروند.
این رویکرد بهگونه آگاهانه مرحلهوار طراحی شدهاست. در مراحل نخست، تمرکز بر ایجاد سازوکارهای قابل دسترس و با تاثیر بلند است، مانند ایجاد کمیسیون مشترک آب میان کشورهای آسیای میانه و افغانستان، جایی که منابع مشترک همواره منبع تنش بودهاست. سپس این چارچوب به تدریج به نهادهایی مانند بانک توسعه منطقوی، سازوکار هماهنگی انرژی، و اداره ترانسپورتی گسترش مییابد که هدف آنها باز کردن دهلیزهای تجارتی است که آسیای میانه را از طریق پاکستان به بازارهای جهانی و بحر عرب وصل میکند.
افغانستان، که اغلب تنها از زاویه امنیتی دیده میشود، در مرکز این چشمانداز قرار دارد. شامل ساختن آن نه تنها پذیرش واقعیت جغرافیایی است، بلکه انتخاب ستراتژیک نیز محسوب میشود. ادغام افغانستان در چارچوب اقتصادی منطقوی یکی از معدود راههای عملی برای ثبات درازمدت است، زیرا انگیزهها را از منازعه به سمت اتصال و رشد تغییر میدهد. همزمان، این روند به کشورهای محاط به خشکه آسیای میانه دسترسی مستقیم به راههای بحری تجارت را فراهم میسازد و جغرافیای اقتصادی منطقه را بهگونه بنیادی تغییر میدهد.
در مجموع، منطقه به یک چارچوب چندجانبه جدید نیاز دارد تا همگرایی اقتصادی را تقویت کرده و وابستگی به قدرتهای بیرونی را کاهش دهد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسندگان: دانیا آرایسی و عظیم ابراهیم
منبع: نشنل انترست – National Interest