خبرگزاری دید: سیاست امنیتی چین در سالهای اخیر نشاندهنده تلاش فزاینده برای گسترش منطق امنیت داخلی به فراتر از مرزهای غربیاش، بهویژه منطقه خودمختار اویغور سینکیانگ، است. در مرکز این دکترین، مفهوم «سه نیروی شر»—تروریزم، افراطگرایی دینی و جداییطلبی—قرار دارد که از دید حزب کمونیست چین تهدیدی برای ثبات سیاسی محسوب میشود.

این چارچوب، پایهگذار کارزارهای «ضربه سخت» برای سرکوب عناصر ضد دولتی بودهاست. در نتیجه، این رویکرد امنیتی به خارج از مرزها نیز سرایت کرده و چین تلاش کرده بیثباتی در افغانستان و پاکستان را مهار کند. با وجود تلاش برای میانجیگری میان کابل و اسلامآباد، محدودیتهای جدی در این سیاست نمایان شدهاست. از سینکیانگ تا خط دیورند، شکاف میان اهداف استراتژیک و واقعیتهای میدانی درحال گسترش است.
شمشیر داموکلس
مرحله دوم دهلیز اقتصادی چین–پاکستان با چالشهای جدی در بلوچستان مواجه است؛ منطقهای که دروازه اتصال به بحر عرب محسوب میشود. مخالفتهای محلی در قالب شورشهای مسلحانه توسط «اردوی آزادیبخش بلوچ» تحت ائتلاف «سنگر راجی آجوہی بلوچ» شدت گرفتهاست. این گروهها با استفاده از تاکتیکهای حملات سریع و عملیات انتحاری، پروژهها و کارمندان مرتبط با چین را هدف قرار میدهند.
ریشه این شورشها در نارضایتیهای عمیق اجتماعی و اقتصادی، توزیع نابرابر منابع و سرکوب دولتی نهفته است.
ناامنی مداوم باعث تاخیر در پروژههای گوادر شده و برنامهها را مختل کرده است. در حالی که چین نگران است، تمرکز پاکستان بیشتر بر تهدیدات خارجی—بهویژه هند—است و عوامل اصلی بیثباتی داخلی نادیده گرفته میشود.
با وجود افزایش همکاریهای ضدتروریزم از سوی چین، نتایج ملموسی بهدست نیامده است. پاکستان تمایلی به پذیرش مدلهای سختگیرانه چین یا حضور نظامی مستقیم این کشور ندارد. این مشارکت استراتژیک با محدودیتهای داخلی و خارجی مواجه است و شکاف میان انتظارات چین و توانایی پاکستان همچنان پابرجاست.
بار سنگین بر دوش پکن
دو گذرگاه مهم خط دیورند—تورخم و چمن–سپینبولدک—همچنان شاهد فعالیت گروههای مسلح هستند. پس از رویکار آمدن دوباره طالبان افغانستان، حملات تحریک طالبان پاکستان افزایش یافته و امنیت داخلی پاکستان را تضعیف کرده است. علاوه بر آن، تنشها در بلوچستان زمینه گسترش این گروه در مناطق پشتوننشین را فراهم کردهاست.
طالبان و تحریک طالبان پاکستان خط دیورند را بهرسمیت نمیشناسند و آن را عامل تقسیم جوامع پشتون میدانند. طالبان برای حفظ انسجام داخلی و مقابله با تهدیداتی مانند داعش خراسان و جنبش ترکستان شرقی، ناچار به حفظ روابط پیچیده با این گروهها است. همزمان، داعش خراسان با ایدیولوژی تکفیری خود، حضور چین را نماد نفوذ خارجی دانسته و حملات خود را توجیه میکند.
این وضعیت پیچیده باعث شده چین نسبت به توانایی طالبان در تامین امنیت پروژهها تردید داشته باشد و احتمال بازنگری در برنامههای اقتصادی، از جمله اتصال سینکیانگ به کابل از طریق دهلیز واخان، افزایش یابد.
برای چین، ثبات سینکیانگ به امنیت مسیرهای انرژی و سرمایهگذاریهای خارجی وابسته است.
اما این پروژههای اتصال منطقهای، نیازمند سطحی از امنیت هستند که در شرایط فعلی قابل تضمین نیست. تداوم ناامنی و حضور شبکههای مسلح، مدل «توسعه بهعنوان امنیت» را به چالش کشیدهاست. این فرض که توسعه اقتصادی میتواند افراطگرایی را مهار کند، اکنون زیر سوال رفته است.
نادیده گرفتن شبکههای فراملیتی و تصور دولتها بهعنوان بازیگران یکپارچه، میتواند این مشارکتها را به تهدیدی ساختاری تبدیل کند—و حتی چین را در مسیری مشابه تجربه ایالات متحده در افغانستان و سوریه قرار دهد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: هندو سانسکریتی کرکی
منبع: کتمندوپست – The Kathmandu Post