محسن موحد
خبرگزاری دید: توافق امنیتی اخیر میان طالبان و روسیه نشانهای روشن از تغییر آرایش قدرت در آسیای میانه است؛ تغییری که در آن، ایران بهعنوان یکی از بازیگران محوری، جایگاهی تعیینکننده در شکلدهی به نظم امنیتی جدید پیدا کرده است. این توافق نهتنها بازگشت مسکو به سیاستهای تاریخی خود در قبال افغانستان را نشان میدهد، بلکه بیانگر همگرایی فزاینده میان ایران، روسیه و چین در مدیریت محیط امنیتی پیرامون افغانستان است.

ایالات متحده تلاش میکند با تضعیف ایران در خاورمیانه، حضور خود را تثبیت کند و همزمان آسیای میانه را در مدار نفوذ خود نگه دارد. برخی تحلیلگران غربی حتی مدعیاند واشنگتن میخواهد ایران را به «مرکز فرماندهی» مدیریت منطقه تبدیل کند، اما واقعیت میدانی جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه خلاف این روایت را نشان میدهد. ایران نهتنها تابع و تسلیم طرح آمریکا نیست، بلکه معمار یکی از مهمترین محورهای امنیتی نوظهور در شرق است و اکنون در قامت یک ابرقدرت در تعاملات جهانی و منطقهای ظهور کرده است.
افزون بر این، محور چین ـ روسیه ـ ایران با انسجام بیشتری در حال مقابله با برنامههای بلندمدت آمریکا است. ایران در دو جغرافیای کلیدی خاورمیانه و آسیای میانه نقش فعال و بیبدیل دارد و در افغانستان، همکاری امنیتی سهجانبه حول محور مدیریت طالبان شکل گرفته است. توافق امنیتی طالبان ـ روسیه این محور را تقویت میکند و به مسکو و تهران امکان میدهد نفوذ مستقیمتری بر ساختارهای امنیتی افغانستان تحت کنترل طالبان داشته باشند.
پیامدهای این توافق هم به جد قابل توجه است: تقویت موقعیت طالبان در تعامل با بازیگران منطقهای، کاهش فضای مانور آمریکا و بریتانیا در آسیای میانه و جنوب آسیا، افزایش وزن ایران در معادلات امنیتی پیرامون افغانستان و همافزایی امنیتی سهجانبه میان تهران، مسکو و پکن.
روسیه با این توافق به الگوی تاریخی خود یعنی حمایت از یک دولت پشتونمحور بازمیگردد. ایران نیز به این جمعبندی رسیده که تعامل با پشتونها، از جمله طالبان، در چارچوب مدیریت امنیت منطقهای ابزار مؤثرتری نسبت به اتکا به سایر گروههای افغانستان است. چین نیز طالبان را بازیگری عملگرا میبیند و از این نظم جدید حمایت میکند.
در سوی دیگر، انگلستان و ترکیه در تلاشاند حضور خزندهای در آسیای میانه پیدا کنند، اما فاقد سرمایه نظامی و سیاسی محور شرق هستند. آمریکا نیز همچنان فاقد استراتژی روشن برای آینده افغانستان است.
در این میان، نیروهای مخالف طالبان نهتنها درک دقیقی از این آرایش جدید ندارند، بلکه نتوانستهاند جاذبه سیاسی یا امنیتی برای هیچیک از بازیگران ایجاد کنند. در نظم امنیتی نوظهور شرق، اگر این نیروها مسیر خود را مشخص نکنند، عملاً از معادلات آینده حذف خواهند شد.