اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاستمنطقه

مدیریت شکاف افغانستان-پاکستان؛ نقش نوظهور میانجی‌گری چین

خبرگزاری دید: پس از به قدرت رسیدن طالبان، روابط میان اسلام‌آباد و کابل، برخلاف انتظار بسیاری از ناظران، نه‌تنها تقویت نشد بلکه به یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های خود رسید. اسلام‌آباد انتظار داشت که با حاکمیت دوباره طالبان، نفوذ سنتی‌اش در کابل افزایش یابد، اما تداوم فعالیت تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان و افزایش حملات این گروه علیه پاکستان، این محاسبات را با چالش جدی مواجه کرد. در چنین شرایطی، چین به‌عنوان بازیگری با منافع اقتصادی و راهبردی گسترده، تلاش کرده‌است نقش میانجی را بین دو طرف بر عهده گیرد.

مدیریت شکاف افغانستان-پاکستان؛ نقش نوظهور میانجی‌گری چین

پاکستان در دهه ۱۹۹۰ یکی از سه کشوری بود که حکومت نخست طالبان را به رسمیت شناخت و روابط نزدیکی با این گروه داشت. اما پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و مداخله ایالات متحده در افغانستان، اسلام‌آباد تحت فشار بین‌المللی قرار گرفت و بخشی از رهبران طالبان را بازداشت یا به امریکا تحویل داد. با این حال، از سال ۲۰۰۳ به بعد، پاکستان بار دیگر روابط خود را با طالبان احیا کرد؛ اقدامی که با هدف مقابله با نفوذ هند در افغانستان و حمایت از روند مصالحه سیاسی انجام شد.

با سقوط دولت پیشین افغانستان در ۲۰۲۱، بسیاری از سیاست‌گذاران پاکستانی تصور می‌کردند که بازگشت طالبان، دست برتر را برای اسلام‌آباد در معادلات افغانستان فراهم خواهد کرد. اما مهم‌ترین مانع در این مسیر، حضور و فعالیت تی‌تی‌پی در افغانستان بود. اسلام‌آباد، طالبان افغان را به پناه دادن به اعضای این گروه متهم کرده و افزایش حملات تروریستی در داخل پاکستان را نتیجه این حمایت می‌داند. در مقابل، طالبان افغانستان این اتهامات را رد کرده و پاکستان را به انجام حملات فرامرزی متهم می‌کند.

در واکنش به این وضعیت، پاکستان از ابزارهای مختلفی همچون فشارهای دیپلماتیک، محدودیت‌های تجاری، بستن گذرگاه‌های مرزی و حتی حملات نظامی محدود در مناطق مرزی استفاده کرده است. با این حال، این اقدامات نتوانسته‌اند بحران اعتماد میان دو طرف را کاهش دهند.

در چنین فضایی، چین به‌تدریج نقش فعال‌تری در مدیریت اختلافات میان افغانستان و پاکستان ایفا کرده است. انگیزه اصلی پکن، حفظ ثبات منطقه‌ای برای موفقیت ابتکار «کمربند و راه» و به‌ویژه دهلیز اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) است. چین که میلیاردها دالر در پروژه‌های زیربنایی پاکستان سرمایه‌گذاری کرده، ثبات افغانستان را برای توسعه تجارت با آسیای مرکزی، امنیت انرژی و گسترش اتصال منطقه‌ای ضروری می‌داند.

از سال ۲۰۲۱، چین روابط خود را با حکومت طالبان گسترش داده و با وجود آن‌که هنوز به‌طور رسمی امارت اسلامی را به رسمیت نشناخته است، اما تعاملات سیاسی و اقتصادی خود با کابل را افزایش داده است. همچنین نشست‌های سه‌جانبه میان چین، افغانستان و پاکستان، به‌ویژه در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، نشان‌دهنده تلاش پکن برای ایجاد سازوکارهای جدید گفت‌وگو و کاهش تنش‌ها است. با این وجود، ابتکارهایی مانند «فرآیند ارومچی» نتوانسته‌اند نگرانی‌های امنیتی پاکستان درباره فعالیت تی‌تی‌پی TTP را برطرف کنند.

چین برخلاف برخی قدرت‌های دیگر، ترجیح می‌دهد از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی استفاده کند و از اعمال فشار مستقیم یا مداخله آشکار در امور داخلی کشورها پرهیز نماید. این رویکرد، اگرچه با سیاست خارجی سنتی پکن همخوانی دارد، اما در حل اختلافات عمیق امنیتی میان کابل و اسلام‌آباد تاکنون نتایج محدودی به همراه داشته است.

نتیجه‌گیری
آینده روابط افغانستان و پاکستان تا حد زیادی به نحوه مدیریت مساله تی‌تی‌پی وابسته است. تا زمانی که اسلام‌آباد قانع نشود حکومت طالبان اقدامات موثری برای مهار این گروه انجام داده است، بی‌اعتمادی میان دو طرف ادامه خواهد یافت. در این میان، چین به دلیل منافع اقتصادی، سرمایه‌گذاری‌های کلان در پاکستان و اهداف راهبردی خود در چارچوب ابتکار کمربند و راه، همچنان به ایفای نقش میانجی ادامه خواهد داد. با این حال، موفقیت این میانجی‌گری مستلزم همکاری واقعی کابل و اسلام‌آباد و ارایه راهکارهای عملی برای مقابله با تهدیدهای امنیتی مشترک است؛ در غیر این صورت، تلاش‌های دیپلماتیک چین نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.

ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: زاهد شهاب احمد
منبع: موسسه مطالعات جنوب آسیا – ISAS

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا