افغانستان در کمربند و راه چین؛ شمولیت نمادین، حذف راهبردی
خبرگزاری دید: جایگاه متناقض افغانستان در اتصال منطقهای چین؛ اتصال منطقهای به یکی از موضوعات اساسی سیاست جهانی معاصر تبدیل شدهاست. کشورها، بدون توجه به اندازه و موقعیت جغرافیاییشان، تلاش میکنند از طریق پروژههای اتصال، منافع راهبردی و اقتصادی خود را توسعه دهند.

ابتکار کمربند و راه چین (BRI) نمونه برجستهای از این روند است. افغانستان که در نقطه اتصال آسیای جنوبی، آسیای مرکزی، آسیای شرقی و آسیای غربی قرار دارد، همواره در گفتمانهای مربوط به این ابتکار مطرح شده است. با این حال، جایگاه افغانستان در BRI با یک تناقض اساسی همراه است: چین در سطح سیاسی و تبلیغاتی افغانستان را بهعنوان «مرکز اتصال منطقهای» معرفی کرده، اما در عمل این کشور را از پروژههای عمده زیربنایی خود کنار گذاشته است. این وضعیت نشان میدهد که افغانستان از نگاه نمادین شامل، اما از نظر راهبردی حذف شدهاست.
شمولیت نمادین، حذف عملی
چین در سال ۲۰۱۶ افغانستان را بهصورت رسمی در چارچوب BRI شامل ساخت و از آن زمان به بعد، در بیانیههای رسمی خود بر اهمیت جغرافیایی افغانستان تاکید کردهاست. مقامهای چینایی افغانستان را گاهی «مرکز ادغام و اتصال»، «پل قارهای و مرکز آسیا» و «قلب آسیا» توصیف کردهاند و نقش آن را در توسعه تجارت، ثبات و همکاری منطقهای برجسته ساختهاند.
با وجود این، واقعیتهای عملی تصویر متفاوتی ارایه میکند. تاکنون هیچ مسیر بزرگ BRI از افغانستان عبور نکرده و هیچ پروژه بزرگ اتصال زیربنایی در چارچوب این ابتکار در این کشور عملی نشده است. شمولیت نمادین افغانستان برای چین مزایای سیاسی دارد؛ زیرا به پکن اجازه میدهد نفوذ دیپلماتیک خود را حفظ کند، نقش یک شریک مسوول منطقهای را نشان دهد و بدون تعهدات گسترده مالی، جایگاه خود را در افغانستان حفظ کند.
منطق حذف: امنیت و بیاعتمادی راهبردی
یکی از مهمترین عوامل محدودکننده ادغام افغانستان در BRI، نگرانیهای امنیتی چین است. افغانستان از طریق دهلیز واخان با منطقه سینکیانگ چین مرز مشترک دارد و پکن نگران است که بیثباتی افغانستان به این منطقه سرایت کند؛ بهویژه از طریق فعالیت گروههای مسلح اویغور که میتوانند امنیت مرزهای غربی چین را تهدید کنند.
این نگرانیها تنها به سینکیانگ محدود نمیشود، بلکه چین نگران تاثیر بیثباتی افغانستان بر پاکستان و آسیای مرکزی نیز است؛ مناطقی که برای مسیرهای انرژی و اتصال چین اهمیت حیاتی دارند، بهخصوص دهلیز اقتصادی چین و پاکستان (CPEC). نگرانی درباره قاچاق مواد مخدر نیز بر این دغدغهها افزوده است. در نتیجه، چین سیاست «انتظار و مشاهده» را در قبال افغانستان دنبال کرده و از سرمایهگذاری گسترده در پروژههای اتصال این کشور خودداری کرده است.
عامل دوم حذف راهبردی افغانستان، وجود مسیرهای جایگزین برای چین است. چین برای دسترسی به آسیای مرکزی و آسیای غربی، گزینههای عملیتر و امنتری در اختیار دارد. دهلیز اقتصادی چین و پاکستان، و همچنین مسیرهای چین-آسیای مرکزی-آسیای غربی، از نظر زیرساختی و ظرفیت انتقال، نسبت به افغانستان برتری دارند.
در مقابل، افغانستان فاقد زیرساختهای مناسب است. شبکه راهآهن آن هنوز توسعهنیافته، بخش بزرگی از جادهها نیازمند بازسازی و بسیاری از مسیرهای مهم ترانزیتی آن فاقد ظرفیت لازم برای رقابت با مسیرهای منطقهای دیگر است. بنابراین، چین میتواند بدون عبور از افغانستان، از طریق پاکستان و آسیای مرکزی به اهداف اتصال خود دست یابد.
جیوپولیتیک اتصال و رقابت منطقهای
چشمانداز اتصال افغانستان تنها به عوامل اقتصادی محدود نیست، بلکه تحت تاثیر رقابتهای جیوپولیتیکی منطقه نیز قرار دارد. رقابت میان چین و هند، و اختلافات میان هند و پاکستان، فضای اتصال منطقهای را پیچیده ساخته است.
چین پروژه BRI و دهیلز اقتصادی CPEC را ابزار توسعه منطقهای میداند، اما هند این پروژهها را با تردید نگریسته و آنها را بخشی از گسترش نفوذ چین در جنوب آسیا تلقی میکند. در مقابل، هند پروژههایی مانند بندر چابهار و دهلیز بینالمللی شمال-جنوب را دنبال کردهاست. این رقابتها سبب شده افغانستان به جای آنکه به یک پل همکاری منطقهای تبدیل شود، در بسیاری موارد تحت تاثیر رقابتهای قدرتهای منطقهای قرار گیرد.
واکنش کابل: تلاش برای تبدیل افغانستان به مرکز اتصال
از دیدگاه کابل، موانع موجود در برابر نقش افغانستان در اتصال منطقهای قابل حل است. حکومت کنونی افغانستان سیاست خارجی «متوازن» و «اقتصادمحور» را دنبال کرده و اتصال منطقهای را بخش مهمی از راهبرد خود قرار داده است.
مقامهای افغانستان تلاش دارند افغانستان را بهعنوان مسیر امن برای تجارت و ترانزیت معرفی کنند و به کشورهای منطقه اطمینان دهند که خاک افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده نخواهد شد. آنان تاکید میکنند که افغانستان آماده همکاری با همه کشورهایی است که به حاکمیت، تمامیت ارضی و منافع ملی این کشور احترام بگذارند.
با این حال، با وجود این تضمینها، چین همچنان محتاط باقی مانده است. این موضوع نشاندهنده فاصله میان آرمانهای افغانستان برای تبدیلشدن به مرکز اتصال و محاسبات امنیتی و راهبردی چین است.
نتیجهگیری: وقتی فقط جغرافیا کافی نیست
افغانستان نمونهای روشن از این واقعیت است که موقعیت جغرافیایی بهتنهایی برای قرار گرفتن در پروژههای بزرگ اتصال جهانی کافی نیست. با وجود اهمیت جغرافیایی افغانستان در میان چهار حوزه مهم منطقهای، این کشور در عمل از مزایای مادی ابتکار کمربند و راه چین بهره چندانی نبرده است.
حذف راهبردی افغانستان از BRI نتیجه محاسبات آگاهانه چین درباره خطرات امنیتی، وجود مسیرهای جایگزین کارآمدتر و ضعف زیرساختهای داخلی افغانستان است. هرچند حکومت کنونی افغانستان تلاش میکند با ارائه تضمینهای امنیتی، جذب سرمایهگذاری و ایجاد روابط متوازن، این کشور را دوباره در نقشه اتصال منطقهای قرار دهد، اما موفقیت این تلاشها وابسته به ایجاد ثبات پایدار، افزایش اعتماد میان طرفها و کاهش نگرانیهای منطقهای خواهد بود.
تا زمانی که این موانع برطرف نشوند، چین احتمالاً همچنان سیاست «انتظار و مشاهده» را ادامه خواهد داد؛ سیاستی که افغانستان را در سطح گفتمان سیاسی شامل نگه میدارد، اما در عمل از پروژههای اصلی اتصال خود دور نگه میدارد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: میوند صافی
منبع: بنیاد تحقیقاتی دیدبان – ORF