صنفهای درسی کابل؛ بازسازی نظام آموزشی در چارچوب دیدگاه طالبان
خبرگزاری دید: اگر فرض کنیم طالبان فردا دروازههای مکاتب افغانستان را پس از پنج سال به روی دختران باز کنند، بدون تردید این اقدام از سوی بسیاری از کشورها و نهادهای بینالمللی به عنوان تحول تاریخی استقبال خواهد شد و حتی میتواند زمینه را برای به رسمیت شناختن حکومت طالبان فراهم سازد. اما به باور نویسنده، چنین تصمیمی دیگر برای جبران آنچه در این سالها رخ داده، کافی نخواهد بود.

در حالی که جامعهجهانی، سازمانهای امدادرسان و فعالان حقوق بشر تمام این مدت بر بازگشایی مکاتب دخترانه تاکید داشتهاند، طالبان بهصورت همزمان ساختار آموزشی افغانستان را به شکلی بنیادین دگرگون کردهاند. بر اساس پژوهش تازهای که از سوی شبکه همره، یک نهاد مدنی افغانستانی در تبعید، منتشر شده است، بسیاری از مکاتب، مراکز تربیه معلم و حتی برخی مراکز آموزشی دولتی به مدارس دینی تبدیل شدهاند و نصاب آموزشی نیز مطابق دیدگاه ایدیولوژیک طالبان بازنویسی شده است.
این گزارش نشان میدهد که از زمان سقوط نظام جمهوری در ماه اسد سال ۱۴۰۰، شمار مدارس دینی ثبتشده از حدود پنج هزار به بیش از ۲۳ هزار مدرسه افزایش یافته و اکنون بیش از سه میلیون و ششصد و پنجاه هزار کودک در این مراکز آموزش میبینند. دخترانی که از ادامه تحصیل در مقاطع متوسطه و لیسه محروم شدهاند، تنها امکان آموزش در مدارس دینی ویژه دختران را دارند.
در نصاب جدید، حفظ قرآن کریم، آموزش حدیث، فقه حنفی با برداشت محافظهکارانه و آموزشهای سیاسی مورد تایید طالبان جایگاه اصلی را دارد. به گفته این گزارش، در برخی مدارس کتابی با عنوان «درسهای جهاد» تدریس میشود و شماری از مقامهای طالبان نیز آشکارا خواهان آموزش مفاهیم جهادی و نظامی در مراکز دینی شدهاند. بسیاری از فارغان این مدارس نیز جذب نهادهای دینی، قضایی و امنیتی حکومت طالبان میشوند.
نویسنده تاکید میکند که هدف این نظام آموزشی تنها آموزش علوم دینی نیست، بلکه شکلدهی به طرز تفکر و رفتار نسل آینده است. بر اساس یافتههای پژوهش، در برخی موارد به کودکان آموزش داده میشود که وفاداری به نظام بر روابط خانوادگی اولویت دارد. شماری از خانوادهها نیز گفتهاند پس از آنکه دریافتند فرزندانشان برای گزارش دادن درباره اعضای خانواده تشویق میشوند، آنان را از مدارس بیرون کردهاند. حتی در این گزارش از قول یکی از مسوولان استخبارات طالبان در قندهار آمده است که «اکنون در هر خانه خبررسان داریم.»
به باور نویسنده، تمرکز صرف بر بازگشایی مکاتب دخترانه باعث شده تغییرات گستردهای که در کل نظام آموزشی افغانستان جریان دارد، کمتر مورد توجه قرار گیرد. حتی اگر دختران فردا اجازه بازگشت به مکاتب را پیدا کنند، بسیاری از این مراکز دیگر شباهتی به نظام آموزشی پیش از سال ۱۴۰۰ نخواهند داشت؛ زیرا ساختار، محتوا و اهداف آموزشی به گونهای اساسی تغییر کرده است.
در گزارش همچنین آمده است که پروژه آموزشی طالبان تنها به مکاتب محدود نیست و مدارس دینی در زندانها نیز فعال هستند. افزون بر آن، حدود ۹ هزار کودک یتیم نیز تحت آموزشهای دینی قرار دارند. نویسنده معتقد است طالبان از آموزش به عنوان ابزاری برای بازسازی جامعه افغانستان بر پایه برداشت ایدیولوژیک خود استفاده میکنند.
این مقاله همچنین به افزایش تعامل جامعه جهانی با طالبان اشاره کرده و میگوید با وجود انتقادهای گسترده از سیاستهای محدودکننده این گروه، روابط دیپلماتیک، فعالیتهای بشردوستانه و حتی برخی همکاریهای اقتصادی با حکومت طالبان در حال گسترش است. در همین حال، به باور نویسنده، پروژه گسترده تغییر نظام آموزشی افغانستان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در بخش پایانی، نویسنده هشدار میدهد که نظام آموزشی کنونی در افغانستان برای تربیت نسل آینده مدیران، قاضیان، روحانیان، نیروهای امنیتی و دیپلماتهایی طراحی شده که بیش از تفکر انتقادی، پژوهش علمی و استقلال فکری، بر اطاعت و همسویی ایدیولوژیک تاکید دارند. به همین دلیل، نویسنده نتیجه میگیرد که محدودیت آموزش دختران و بازسازی کامل نظام آموزشی، دو بخش از یک راهبرد واحد طالبان برای شکل دادن به آینده افغانستان و تثبیت حاکمیت این گروه در نسلهای آینده به شمار میرود.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: لیون او دونل
منبع: موسسه لاوی – Lowy Institute