اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحکومتسیاست

بازداشت جمعه‌خان فاتح آیا پای بزرگان طالبان را می‌لرزاند؟

خبرگزاری دید: ماجرای بازداشت و انتقال جمعه‌خان فاتح به کابل، از آن دست اتفاقاتی است که نباید به‌سادگی و در حد یک درگیری میان‌گروهی از کنارش گذشت. وقتی عملیات سرکوب و خلع‌سلاح یک فرمانده محلی با مدیریت چهره‌های کلیدی و پرنفوذی مثل ملا تاجمیر جواد که از بنیان‌گذاران اصلی ساختار استخباراتی و تهاجمی طالبان است به سرانجام می‌رسد، یعنی ماجرا بسیار جدی‌تر از یک تمرد نظامی کوچک در یک ولایت دورافتاده است. اما سوالی که دست‌به‌دست می‌شود این است: چرا پرونده یک فرمانده محلی باید لرزه بر تن برخی از بزرگان و مقامات ارشد کابل بیندازد؟

بازداشت جمعه‌خان فاتح آیا پای بزرگان طالبان را می‌لرزاند؟

برای یافتن پاسخ، ابتدا باید به بستر مالی و شریان‌های اقتصادی این درگیری نگاه کرد. گزارش‌ها و ادعاهای مطرح‌شده درباره پیوند عمیق جمعه‌خان فاتح با شبکه‌ها و مافیای مرتبط با وزارت معادن و استخراج طلا، به خوبی پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: ثروت‌های زیرزمینی افغانستان چطور به سوخت اصلی رقابت‌ها و صف‌بندی‌های درون‌گروهی تبدیل شده‌اند. در غیاب یک نظام مالی شفاف و دیوان‌سالاری کارآمد، معادن طلا و منابع طبیعی کشور به حیاط خلوت برخی فرماندهان میدانی و حامیان ارشدشان در ساختار قدرت تبدیل شده است. جمعه‌خان فاتح در واقع نوک کوه یخِ ساختاری است که در آن ثروت حاصل از معادن، قدرت نظامی مستقل و انحصار منطقه ایجاد می‌کند؛ قدرتی که وقتی از یک حدی فراتر می‌رود، کابل آن را تهدیدی مستقیم برای اقتدار خود می‌بیند.

اما نقطه اصلی لرزش پای بزرگان کابل، دقیقاً از لحظه تسلیم، بازداشت و انتقال به پایتخت آغاز می‌شود. جمعه‌خان فاتح فقط یک فرمانده سرکش و متمرد نیست؛ وی اکنون به یک «جعبه سیاه» خطرناک تبدیل شده است. فردی که گفته می‌شود از رازها، تراکنش‌های مالی پنهان، فسادهای ساختاری و حامیان بلندپایه خود در بدنه وزرا و فرماندهان کابل آگاهی کامل دارد. به همین دلیل است که گمانه‌زنی‌ها و نگرانی‌های جدی درباره احتمال ترور یا حذف فیزیکی وی در بازداشتگاه مطرح شده است؛ چرا که یک بازجویی واقعی، همه‌جانبه و شفاف از فاتح می‌تواند مانند یک انتحاری سیاسی عمل کرده و پای چهره‌های ارشدتری را به پرونده‌های بزرگ فساد و ملوک‌الطوایفی باز کند.

از سوی دیگر، هزینه‌های سنگین و گزارش‌های مربوط به تلفات بالای این عملیات (کشته و زخمی شدن ده‌ها تن از طرفین)، گواهی است بر این‌که کابل برای مهار این شبکه حاضربه دادن چه بهای سنگین انسانی و نظامی شده است. انتشار تصاویری از چهره پریشان و نگران مقامات ارشد نظامی مانند قاری فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، به خوبی عمق این بحران و اضطراب حاکم بر بدنه ارشد را بازنمایی می‌کند. آن‌ها می‌دانند که سرکوب سخت و خونین فرماندهان محلی، ممکن است نارضایتی‌های زیرپوستی را در میان بدنه پیاده‌نظام که وفاداری‌های قومی و منطقه‌ای دارند، شعله‌ورتر کند و انضباط نظامی امارت را فرو بریزد.

این رویداد نشان می‌دهد که طالبان در پنجمین سال حاکمیت خود، با چالش بزرگ گذار از «شبکه‌های شبه‌نظامی محلی» به یک «حکومت متمرکز» دست‌پنج نرم می‌کند. از یک سو، رهبری ارشد می‌خواهد نشان دهد که هیچ فرماندار یا فرماندهی اجازه ندارد با اتکا به ثروت معادن یا نیروهای وفادار محلی برای کابل خط‌ونشان بکشد؛ از سوی دیگر، برخورد خشن و سرکوبگرانه با این چهره‌ها می‌تواند شکاف‌های قومی، منطقه‌ای و جناحی را عمیق‌تر کرده و وحدت ظاهری آن‌ها را خدشه‌دار سازد.

به هر حال به نظر می‌رسد که بازداشت جمعه‌خان فاتح پای بزرگان طالبان را لرزانده است. این پرونده کابل را در یک دوراهی سخت قرار داده است: آیا آن‌ها جرئت خواهند داشت با افشای اعترافات فاتح، مافیای معادن و ریشه‌های فساد در بدنه ارشد را خشک کنند، یا اینکه وی  پیش از افشای رازها قربانی یک تسویه‌حساب سیاسی و خاموش در پشت درهای بسته خواهد شد؟ پاسخ هرچه باشد، یک واقعیت روشن است: نبرد اصلی در افغانستانِ امروز، دیگر فقط در جبهه‌های بیرونی نیست، بلکه بر سر تقسیم ثروت و قدرت در سایه‌روشن‌های کابل جریان دارد.

نویسنده:
سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا