خبرگزاری دید: تاریخ عیناً تکرار نمیشود، اما سنتهای حاکم بر آن بارها در صورتهای تازه ظاهر میشوند. شِعب ابوطالب یکی از روشنترین نمونههای تاریخیِ تبدیل فشار اقتصادی و اجتماعی به ابزار سیاسی بود؛ هنگامی که قریش پس از ناکامی در متوقف ساختن دعوت پیامبر اکرم ﷺ راه محاصره و تحریم را در پیش گرفت تا با افزایش رنج و هزینه، اراده پیامبر و حامیانش را درهم بشکند. این محاصره سالها ادامه یافت، اما سرانجام پیمان ستمگرانه فروپاشید و آنچه قرار بود ابزار تسلیم باشد، به آزمونی برای پایداری و استقامت مؤمنان تبدیل شد.

امروز نیز جمهوری اسلامی ایران دههها است با مجموعهای از فشارها و تحریمهای اقتصادی و سیاسی روبهرو است. البته شِعب ابوطالب و تحریمهای معاصر از نظر تاریخی، حقوقی و سیاسی یکسان نیستند، اما از منظر منطق فشار و مقاومت میتوان میان آنها مقایسهای عبرتآموز برقرار کرد. در هر دو تجربه، فشار اقتصادی تنها برای ایجاد دشواری مادی مطرح نیست، بلکه میتواند با هدف فرسایش اراده، ایجاد شکاف اجتماعی و تغییر محاسبات سیاسی به کار گرفته شود.
دشمنان جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای گذشته ابزارهای گوناگونی را آزمودهاند؛ فشار سیاسی، جنگ تبلیغاتی، محدودیت اقتصادی و تحریم، اما اگر راهبردی نتواند هدف مورد انتظار خود را محقق کند، طبیعی است که شکل فشار تغییر کند. از این منظر، تحریم را باید بخشی از یک منازعه طولانی و چندلایه دانست، نه پدیدهای جدا از سایر عرصههای تقابل.
اما تجربه شِعب یک حقیقت مهم را یادآوری میکند: شدت فشار الزاماً مساوی با پیروزی فشارآورنده نیست. جامعهای که ایمان، انسجام، امید، رهبری، ظرفیت داخلی و قدرت سازگاری خود را حفظ کند، میتواند فشار را به آزمونی برای افزایش تابآوری تبدیل نماید.
در روایت تاریخی شِعب، تنها محاصرهشدگان در معرض آزمون نبودند؛ محاصرهکنندگان نیز آزموده شدند. با گذشت زمان، در میان قریش کسانی برخاستند که ادامه آن پیمان را ظلم و قطع رحم دانستند و برای شکستن آن اقدام کردند. این نکته یک درس راهبردی مهم دارد: هیچ ائتلاف فشاری الزاماً تا ابد یکپارچه نمیماند؛ زمان، هزینه، اختلاف منافع و بیداری وجدانها میتواند ساختارهای فشار را از درون فرسوده کند.
از همین رو، امید به گشایش نباید به معنای انتظار منفعلانه باشد. وعده الهی در منطق قرآن با مسوولیت انسان همراه است: «وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»
راه خروج ممکن است پدیدار شود، اما انسان باید برای یافتن و ساختن آن تلاش کند. توکل، جایگزین تدبیر نیست، بلکه به انسان قدرت میدهد در سختترین شرایط از حرکت بازنایستد.
بنابراین، اگر تحریم اقتصادی را یک آزمون تاریخی بدانیم، پاسخ راهبردی تنها «تحمل» نیست، بلکه باید کاهش آسیبپذیری، تقویت تولید و فناوری، اصلاح ساختارهای اقتصادی، مبارزه با فساد، حفظ عدالت اجتماعی، افزایش سرمایه اجتماعی و استفاده هوشمندانه از ظرفیت دیپلماسی باشد. مقاومت پایدار زمانی شکل میگیرد که فشار خارجی با ضعف داخلی، بیاعتمادی و ناکارآمدی همراه نشود.
تجربه شِعب همچنین نشان میدهد که مردم مهمترین سنگر مقاومتاند. هیچ سیاستی بدون اعتماد و همراهی جامعه پایدار نمیماند. اگر مردم احساس عدالت، کرامت و مشارکت داشته باشند، توان جامعه برای عبور از بحران افزایش مییابد و اگر فشار خارجی با مشکلات داخلی و بیاعتمادی ترکیب شود، دشمن به نقطه ضعف راهبردی دست خواهد یافت.
از این منظر، آزمون امروز ایران صرفاً آزمون اقتصاد نیست؛ آزمون ایمان، عقلانیت، مدیریت، عدالت، وحدت و تابآوری ملی نیز هست. تحریم میتواند هزینه ایجاد کند، اما نباید اجازه داد که به فروپاشی امید و انسجام تبدیل شود.
با این نگاه، میتوان به آینده امیدوار بود که توطئه فشار و جنگ اقتصادی نیز، اگر با پایداری، تدبیر، اصلاح و توکل همراه شود، الزاماً به نتیجهای که طراحان آن انتظار دارند منتهی نخواهد شد. همانگونه که محاصره شِعب ابوطالب نتوانست پیام توحید را خاموش کند، فشار اقتصادی نیز نمیتواند بهتنهایی سرنوشت یک ملت را تعیین کند.
البته درس شِعب این نیست که هر محاصرهای خودبهخود و بدون هزینه پایان مییابد، بلکه درس آن این است که هیچ فشار انسانی مطلق و ابدی نیست و نتیجه نهایی به مجموعهای از عوامل وابسته است: استقامت، انسجام، تدبیر، اصلاح، ظرفیت داخلی، تغییر شرایط و در نگاه ایمانی، نصرت و وعده الهی.
آزمون سخت است، اما آزمونهای بزرگ میتوانند زمینهساز نتایج بزرگ نیز باشند. اگر جامعهای از این فشارها برای اصلاح ضعفها، تقویت اقتصاد، افزایش اعتماد عمومی، توسعه دانش و فناوری و تحکیم وحدت ملی استفاده کند، آنچه دشمن برای فرسایش قدرت طراحی کرده است، میتواند به فرصتی برای افزایش قدرت و خوداتکایی تبدیل شود.
در نهایت، شِعب ابوطالب فقط یک خاطره تاریخی نیست؛ آینهای است که از ما میپرسد در روزگار فشار چه میکنیم. آیا میشکنیم، پراکنده میشویم و امید را از دست میدهیم، یا با ایمان، صبر، عقلانیت و تلاش، از آزمون عبور میکنیم؟
و شاید مهمترین پیام این مقایسه همین باشد: محاصرهها میآیند و میروند؛ ابزارهای فشار تغییر میکنند، اما سنت خدا باقی است. اگر ایمان با تدبیر، مقاومت با عدالت و توکل با عمل همراه شود، هیچ محاصرهای نمیتواند آینده را برای همیشه در محاصره خود نگه دارد.
اگر بار دیگر شِعبی برپا شود، پرسش تاریخ تنها این نخواهد بود که چه کسی محاصره کرد، بلکه خواهد پرسید: ما در کدام صف ایستادیم؛ در صف ابوجهلهای تاریخ یا در صف جبهه حق و مقاومت؟
نویسنده: عبدالرؤوف توانا