خبرگزاری دید: در سپتامبر ۱۹۹۶، طالبان وارد کابل شدند؛ رویدادی که در آن زمان برای بسیاری از جهان چندان برجسته نبود. افغانستان پیش از آن نزدیک به دو دهه جنگ و بیثباتی را پشت سر گذاشته بود؛ از کودتای کمونیستی ۱۹۷۸ و اشغال شوروی گرفته تا جنگ مجاهدین، سقوط حکومت مورد حمایت شوروی و سپس درگیریهای خونین میان گروههای پیروز جنگ.

کابل در نتیجه این جنگها ویران شده بود و ساختار دولت عملاً فروپاشیده بود. در چنین شرایطی، طالبان با وعده تامین نظم وارد صحنه شدند؛ اما حکومت آنان با محدودیت شدید علیه زنان و دختران، ممنوعیت آموزش دختران، حذف زنان از بسیاری از مشاغل، ممنوعیت موسیقی و مجازاتهای خشن همراه شد.
با این حال، ظهور طالبان را نمیتوان جدا از سالها جنگ و مداخلات خارجی در افغانستان بررسی کرد. جامعهای که از جنگ، فساد، جنگسالاران و ناامنی خسته شده بود، برای بخشی از مردم، وعده «نظم» طالبان جذاب به نظر میرسید؛ هرچند این نظم برای زنان و دختران بسیار سرکوبگرانه بود.
بازگشت اسامه بن لادن به افغانستان در ۱۹۹۶ و ایجاد پناهگاه برای شبکه القاعده، افغانستان را به یکی از مهمترین مسایل امنیتی امریکا تبدیل کرد. پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، امریکا و متحدانش به افغانستان حمله کردند و حکومت طالبان را سرنگون ساختند. هدف اولیه، نابودی پناهگاه القاعده و برکناری حکومتی بود که از آن حمایت میکرد.
اما ماموریت بهتدریج گسترش یافت؛ مبارزه با تروریزم به شورشستیزی و سپس به دولتسازی تبدیل شد. طی ۲۰ سال، میلیاردها دالر برای ایجاد نهادهای دولتی، ارتش، پولیس، اقتصاد و نظام سیاسی جدید هزینه شد. در این مدت، میلیونها کودک به مکتب رفتند، دختران به آموزش عالی دست یافتند و زنان در عرصههای پزشکی، رسانه، سیاست و جامعه حضور گستردهتری پیدا کردند.
با این حال، پایان این پروژه در آگست ۲۰۲۱ رقم خورد؛ پایانی که یکی از سریعترین فروپاشیهای سیاسی و نظامی تاریخ معاصر افغانستان را به نمایش گذاشت. مراکز ولایات یکی پس از دیگری سقوط کردند، ارتش افغانستان که با هزینه هنگفت آموزش و تجهیز شده بود، از هم پاشید و اشرف غنی، رئیسجمهور وقت، کشور را ترک کرد.
در همین حال، هزاران افغانستانی برای خروج از کشور به میدان هوایی کابل هجوم بردند. تصاویر هجوم مردم به هواپیماهای در حال پرواز و سقوط شماری از افراد، به نماد تلخ پایان حضور نظامی غرب در افغانستان تبدیل شد.
و سپس طالبان بار دیگر وارد کابل شدند.
تاریخ افغانستان را میتوان در سه برهه خلاصه کرد: ۱۹۹۶؛ طالبان کابل را تصرف کردند. ۲۰۰۱؛ امریکا و متحدانش آنان را سرنگون کردند. ۲۰۲۱؛ طالبان دوباره کابل را تصرف کردند.
در فاصله این سه تاریخ، ۲۰ سال جنگ، هزینههای هنگفت مالی، کشتهشدن هزاران نظامی خارجی و دهها هزار افغانستانی و پروژه عظیم نظامی و سیاسی قرار داشت؛ پروژهای که قرار بود افغانستان را به کشوری با نهادهای قدرتمند و نظام سیاسی پایدار تبدیل کند و مانع بازگشت طالبان شود.
اما این پروژه در نهایت شکست خورد.
این شکست به معنای آن نیست که در ۲۰ سال گذشته هیچ دستاوردی وجود نداشت. دخترانی که فرصت رفتن به مکتب یافتند، زنانی که پزشک، خبرنگار یا نماینده پارلمان شدند و نسلی که با آزادیهای بیشتری رشد کرد، بخشی از واقعیت افغانستان پس از ۲۰۰۱ بود. اما بازگشت طالبان نشان داد که این دستاوردها نتوانستند یک ساختار سیاسی و امنیتی پایدار ایجاد کنند.
امروز، سی سال پس از نخستین ورود طالبان به کابل، آنان بار دیگر بر افغانستان حکومت میکنند. زنان و دختران با محدودیتهای گسترده در آموزش و زندگی عمومی روبهرو هستند و بسیاری از افغانستانیهایی که با نظام پیشین و نیروهای خارجی همکاری داشتند، کشور را ترک کردهاند یا در داخل افغانستان با آیندهای نامعلوم زندگی میکنند.
جامعه جهانی که زمانی میلیاردها دالر برای تغییر افغانستان هزینه کرد، اکنون با پرسشی دشوار روبهرو است: چگونه با حاکمان طالبان تعامل کند، بدون آنکه محدودیتهای آنان بر حقوق مردم افغانستان را نادیده بگیرد؟
شاید پرسش اصلی پس از سه دهه دیگر این نباشد که طالبان چگونه در ۱۹۹۶ کابل را تصرف کردند؛ بلکه پرسش مهمتر این است که پس از ۲۰ سال جنگ، صرف تریلیونها دالر و حضور گسترده نظامی و سیاسی غرب، چگونه طالبان هنوز در افغانستان بر سر قدرتاند؟
این پرسش، بیش از آنکه فقط درباره قدرت طالبان باشد، درباره شکستها، اشتباهات و محاسبات نادرست چندین دهه سیاست داخلی و خارجی در قبال افغانستان است.
ترجمه و تلخیص: سید طاهر مجاب – خبرگزاری دید
آیریش اگزمینر – Irish Examiner