از تصرف تا تعطیلی؛ گامهای کابل برای حذف نهادهای علمی و مذهبی شیعیان
خبرگزاری دید: تعطیلی ناگهانی و رسمی فعالیتهای دانشگاه خصوصی خاتمالنبیین در کابل، بار دیگر ابعاد عمیق و پرشتاب برنامهای را افشا کرد که هدف آن حذف تدریجی اما سیستماتیک تمامی مظاهر هویت علمی، مذهبی و مدنی شیعیان در افغانستان است. این اقدام که تنها چند هفته پس از انتصاب انتصابی مدیران وابسته به حکومت طالبان در این نهاد آکادمیک و متوقفسازی فعالیتهای حوزه علمیه و شبکه تلویزیونی تمدن صورت گرفت، گواهی روشن بر پایان مرحله آزمایشی حاکمیت کابل در قبال اقلیتهاست. آنچه امروز در جریان است، فراتر از برخوردهای مقطعی امنیتی یا اختلافات اداری ساده، یک پروژه سناریونویسیشده برای خلع ید هویت علمی و مذهبی جامعه شیعه از فضای عمومی کشور به شمار میرود.

بررسی چرخه رفتاری حاکمیت کابل در برخورد با مجموعه خاتمالنبیین، الگوی کاملاً تعریفشدهای از تصرف تا انحلال را به نمایش میگذارد. دستگاههای اجرایی طالبان ابتدا با بهانههای حقوقی و اداری، حیطه اختیارات مالکان و نخبگان بومی را محدود کردند، سپس مدیریت را تغییر داده و در نهایت دستور به بستن کامل ابلاغ نمودند. این شیوه مواجهه نشان میدهد که ساختار موجود اصولاً نیت یا توان ادغام نهادهای مستقل آموزشی و دینی را در سیستم یکدستسازیشده خود ندارد. هدف پایانی نه اصلاح رویکرد آموزشی این نهادها، بلکه انحلال کامل زیرساختهایی است که توانستهاند طی دو دهه گذشته طبقه متوسط، نخبگان دانشگاهی و کارشناسان متخصص شیعه را تربیت و به جامعه معرفی کنند.
بزرگترین پیامد این انسداد آکادمیک، ضربه جبرانناپذیر به سرمایه انسانی و آینده تحصیلی هزاران دانشجویی است که در شعبات مختلف این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. بلاتکلیف ماندن اسناد علمی، سلب اعتبار مدارک و سردرگمی مطلق علمی، تنها بخشی از هزینههایی است که بر نسل جوان تحمیل میشود. با بستن این دانشگاه، آخرین شریانهای تربیت نخبه و حضور فعال شیعیان در ساحت دانش و معارف مدرن قطع خواهد شد. این سیاست، جامعه شیعه را به سمتی سوق میدهد که از یک جریان تأثیرگذار علمی و اجتماعی به حاشیهنشینانی فاقد ابزارهای دانشی و نهادهای مدنی منسجم تبدیل شوند.
ابعاد مذهبی و ایدئولوژیک این حوادث نیز بسیار عمیقتر از سطح ظاهری آن است. جریان خاتمالنبیین که توسط مرحوم آیتالله آصف محسنی پایهگذاری شد، همواره پرچمدار دکترین اعتدال، تقریب مذاهب و همزیستی مسالمتآمیز با تمام حکومتها بود. این جریان حتی پس از تحولات سیاسی اخیر، بیشترین انعطاف و تمکین را در چارچوب قوانین موجود نشان داد تا شریانهای آموزشی و مذهبی جامعه باز بماند. اما پلمب حوزه علمیه، توقیف رسانهها و در نهایت تعطیلی دانشگاه وابسته به آن، اثبات کرد که دکترین «تعامل و رواداری» در برابر ایدئولوژی انحصارطلب و تکمذهبی پاسخگو نیست. حاکمیت جدید هیچگونه مرجعیت یا ساختار مستقلی خارج از شریعت و خوانش ادعایی خود را برنمیتابد و خطمشی آن بر نفی مطلق کثرتگرایی مذهبی استوار شده است.
علاوه بر این، هدف قراردادن همزمان رسانهها، حوزهها و دانشگاهها، استراتژی کابل را برای «صامتسازی جامعه» آشکار میسازد. با بستن رسانههایی چون راه فردا و تمدن، صدای اطلاعرسانی بومی خفه شد؛ با تعطیلی حوزهها، تفکر فقهی و دینی بومی از پویایی افتاد و با مسدود شدن دانشگاهها، توان تولید دانش مدرن و تربیت کارشناسان آزاداندیش سلب گردید. این زنجیره از اقدامات، نهادهای شیعی را از زیربناییترین پایگاههای اجتماعیشان محروم کرده و راه را برای غلبه مطلق و بیچونوچرا بر سرنوشت جمعی آنان هموار میسازد.
در نهایت، پاکسازی ساختاری نهادهای علمی و مذهبی شیعیان، خشت دیگری بر دیوار استبداد و انحصار در افغانستان است. حذف این زیرساختها اگرچه ممکن است در کوتاهمدت کابل را به هدف یکدستسازی فضای عمومی نزدیک کند، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی را کاملاً نابود کرده و گسلهای عمیق قومی و مذهبی را به نقطهای بیبازگشت خواهد رساند. ملتی که زیرساختهای علمی، دینی و مدنیاش به زور سلاح و احکام یکجانبه ویران شود، هیچگاه حاکمیت انحصارطلب را مشروع نخواهد دانست و این انباشتِ بیعدالتی، ثبات سیاسی کشور را به شکنندهترین حالت ممکن تنزل خواهد داد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید