حمله به تأسیسات هستهای ایران چه پیامدی برای پاکستان و افغانستان خواهد داشت؟
خبرگزاری دید: نقشهای که بهتازگی در شبکههای اجتماعی منتشر شده، ادعا میکند در صورت حمله به تأسیسات هستهای ایران، آلودگی رادیواکتیو به پاکستان، افغانستان و مناطق گستردهای از منطقه خواهد رسید. با این حال، چنین ادعایی بدون ارائه دادههای علمی، محاسبات دقیق و بررسی شرایط جغرافیایی و هواشناختی، نمیتواند مبنای نتیجهگیری معتبر باشد.

واقعیت این است که پیامدهای احتمالی حمله به تأسیسات هستهای ایران، به نوع تاسیسات، میزان مواد رادیواکتیو موجود، ماهیت حمله و شدت خسارات بستگی دارد. برای مثال، حمله به تأسیسات غنیسازی اورانیوم نطنز و فردو، در مقایسه با نیروگاه هستهای بوشهر یا محل نگهداری سوخت مصرفشده، پیامدهای کاملاً متفاوتی خواهد داشت.
در تأسیسات نطنز و فردو، احتمال بروز پیامدهای پرتوزایی گسترده در خارج از محدوده تأسیسات پایین ارزیابی میشود. تأسیسات اصفهان عمدتاً با خطرات شیمیایی و پرتوزایی محلی مواجه خواهند بود و پیامدهای احتمالی آسیب به رآکتورهای تحقیقاتی نیز عموماً محدود به مناطق اطراف آنها خواهد بود. اما نیروگاه هستهای بوشهر و محل نگهداری سوخت مصرفشده، به دلیل ماهیت مواد رادیواکتیو موجود، در صورت وقوع یک حادثه بسیار شدید میتوانند خطرات جدیتری برای مناطق فرامرزی ایجاد کنند. با این حال، حتی چنین پیامدی نیز قطعی و اجتنابناپذیر نیست.
در این میان، استفاده احتمالی از تسلیحات هستهای علیه ایران، سناریویی بسیار خطرناک و در عین حال فوقالعاده بعید است. چنین اقدامی نهتنها تضمینی برای پیروزی نظامی امریکا نخواهد بود، بلکه میتواند نظم امنیتی منطقه و جهان را بهشدت متحول کند. تضعیف هنجار بینالمللی منع استفاده از سلاحهای هستهای، انزوای دیپلماتیک کشور مهاجم، گسترش بحران منطقهای و از دست رفتن کنترل بر تنگه هرمز، از جمله پیامدهای احتمالی آن خواهد بود.
از سوی دیگر، توانایی ایران در حفظ ساختارهای سیاسی و نظامیاش، حتی پس از حملات به اهداف راهبردی، نشان میدهد که دستیابی به پیروزی قاطع از طریق حملات نظامی را نمیتوان امری تضمینشده دانست. هرگونه راهحل سیاسی نیز در نهایت به پذیرش طرف ایرانی نیاز خواهد داشت.
نکته اساسی این است که نمیتوان آسیب به تأسیسات غنیسازی اورانیوم ایران را لزوماً به معنای انتشار گسترده تشعشعات رادیواکتیو در پاکستان و افغانستان دانست. چنین ارزیابیای نیازمند اطلاعات دقیق درباره نوع تأسیسات، وضعیت عملیاتی آنها، میزان مواد رادیواکتیو، شدت تخریب، جهت و سرعت باد و مدلسازی علمی انتشار آلودگی در جو است.
بنابراین، هشدار رابرت ای پیپ، پروفیسور امریکایی، درباره مواجهه اجتنابناپذیر پاکستان و افغانستان با پیامدهای شدید پرتوزایی، بدون ارائه چنین مطالعات و محاسباتی، نیازمند بررسی و ارزیابی انتقادی است.
همچنین، برنامهریزان نظامی امریکا و اسرائیل باید به این پرسش اساسی پاسخ دهند که آیا اهداف راهبردی آنها اساساً با استفاده از تسلیحات هستهای قابل تحقق است؟ زیرا واکنش متقابل ایران میتواند چرخه جدیدی از جنگ را آغاز کند که دیگر بهآسانی قابل کنترل نخواهد بود.
در نهایت، انتشار گسترده آلودگی رادیواکتیو در کشورهای همسایه را نباید بدون شواهد علمی قطعی دانست؛ همانگونه که استفاده از سلاح هستهای نیز نباید بهعنوان گزینه عادی نظامی تلقی شود. جنگ هستهای مسالهای بیش از حد جدی و سرنوشتساز است که بتوان درباره آن بر اساس حدس، هیجان رسانهای و نتیجهگیریهای خودسرانه قضاوت کرد؛ زیرا پیامدهای آن میتواند آینده بشریت را برای نسلهای متمادی تحت تأثیر قرار دهد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
منبع: داون – Dawn