تفاهم پایان جنگ؛ تغییر هژمونی و آغاز نظم جدید به رهبری ایران
خبرگزاری دید: انتشار متن توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا، نقطه عطفی در تاریخ منازعات چنددههای دو کشور است، اما اهمیت این توافق نه صرفاً در مفاد آن، بلکه در «ماهیت مسلحانه»ای است که آن را از تمامی توافقات پیشین، بهویژه برجام، متمایز میکند. این بار ایران در جایگاه بازیگری ظاهر شده که نهتنها توانسته طرف مقابل را به میز تفاهم بکشاند، بلکه با اتکا به قدرت سخت و نرم خود، سازوکاری ایجاد کرده که واشنگتن را به رعایت تعهداتش ملزم میسازد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران از این توافق با عنوان «توافق مسلح» یاد میکنند؛ توافقی که پشتوانه آن نه اعتماد به نیت طرف مقابل، بلکه اتکا به قدرت بازدارندگی و توان پاسخدهی ایران است.

درک این تحول بدون توجه به تجربه تلخ بدعهدیهای آمریکا در توافقات گذشته ممکن نیست. واشنگتن در سالهای اخیر نشان داده که حتی در چارچوبهای حقوقی و چندجانبه نیز میتواند از تعهدات خود عدول کند. از همین رو، تهران این بار مسیر دیگری را برگزید: ایجاد اهرمهای الزامآور و بازدارندهای که طرف مقابل را در برابر هرگونه نقض احتمالی توافق، با هزینههای سنگین مواجه سازد. این اهرمها نه در متن توافق، بلکه در میدان نبرد و در قالب عملیاتهایی چون «وعده صادق» و نسخه پیشرفتهتر آن، «عملیات نصر» شکل گرفت؛ عملیاتی که نشان داد ایران قادر است در صورت لزوم، توازن قوا را بهسرعت و با دقت تغییر دهد.
«توافق مسلح» در واقع محصول همین تغییر موازنه است. ایران در جنگ رمضان نشان داد که توانایی عبور از سطح واکنش و ورود به مرحله «تحمیل شرایط» را دارد. این تحول، بهگفته بسیاری از کارشناسان، مهمترین پیامد راهبردی جنگ برای آمریکا و متحدانش بود. بن رودز، معاون پیشین مشاور امنیت ملی آمریکا نیز اذعان کرده که این جنگ «هزینهای سرسامآور برای جهان» داشت و نتیجه آن افزایش اعتماد بهنفس و قدرت مانور ایران بود. این اعتراف، از زبان یکی از معماران سیاست خارجی دولت دموکرات آمریکا، نشاندهنده عمق تغییر درک واشنگتن از توان بازیگری و بازدارندگی ایران است.
در این چارچوب، اقدام اخیر آمریکا برای آزمودن خطوط توافق و تلاش رژیم صهیونیستی برای نقض آتشبس موقت، با واکنش قاطع ایران مواجه شد. پیام تهران روشن بود: هرگونه توافقی از این پس نه یک سند کاغذی، بلکه بخشی از یک معادله قدرت است که پشتوانه آن توان نظامی، شبکه متحدان منطقهای و اراده سیاسی جمهوری اسلامی است. همین پیام بود که طرف مقابل را از ادامه ماجراجویی بازداشت و نشان داد که توافق جدید، برخلاف برجام، فاقد «خلع سلاح راهبردی» ایران است.
به این ترتیب، توافق تازه میان ایران و آمریکا را باید نه صرفاً یک تفاهم سیاسی، بلکه یک «چارچوب امنیتی جدید» دانست؛ چارچوبی که در آن ایران با اتکا به قدرت سخت، ابتکار عمل دیپلماتیک و انسجام داخلی، توانست قواعد بازی را بازتعریف کند. این توافق، بهجای آن که ایران را محدود کند، ظرفیتهای بازدارندگی آن را تثبیت کرد و بهعنوان یک دستاورد راهبردی، جایگاه این کشور را به حدی در معادلات منطقهای و جهانی ارتقا داد که جهان ناگزیر است جمهوری اسلامی را بهعنوان قدرت چهارم جهانی بهرسمیت بشناسد و بهواقع با امضای تفاهمنامه پایان جنگ، عملا بهرسمیت شناخت.
به همین دلیل میتوان گفت این توافق نه پایان یک جنگ، بلکه آغاز مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن ایران با اعتماد بهنفس بیشتر و پشتوانهای قدرتمندتر وارد عرصهای نو از تعاملات امنیتی و سیاسی میشود. برآیند این روند، تثبیت جایگاه برتر ایران در معادلات کلان جهانی است؛ جایگاهی که بر پایه نظمی نوظهور و برخاسته از تحولات اخیر خاورمیانه شکل میگیرد و تهران در آن نقشی مدیریتی و تعیینکننده خواهد داشت.
نویسنده: راحل موسوی- خبرگزاری دید