رستاخیز سرمایه اجتماعی؛ بازخوانی راهبردی یک رخداد فراتر از سیاست
خبرگزاری دید: در تاریخ ملتها، برخی رخدادها را نمیتوان تنها با معیارهای متعارف سیاسی یا اجتماعی سنجید. این رخدادها، لایههای پنهان هویت جمعی را آشکار میکنند و جامعه در فرآیند آنها، فارغ از سازوکارهای رسمی، تصویری از نسبت خود با گذشته، حال و آینده ارائه میکند. آیین باشکوه تشییع پیکر امام شهید انقلاب اسلامی در تهران، قم، نجف، و کربلا و امروز مشهد را نیز باید در چنین چارچوبی تحلیل کرد؛ رخدادی که بیش از آن که یک مراسم سوگواری باشد، به صحنه ظهور سرمایه اجتماعی، بازتولید هویت ملی و نمایش ظرفیت بسیج فرهنگی جامعه ایران تبدیل شد.

در ادبیات علوم سیاسی، مشروعیت صرفاً از نهادهای رسمی یا فرآیندهای حقوقی ناشی نمیشود، بلکه بخش مهمی از آن، در رویدادها و آیینهایی شکل میگیرد که جامعه به صورت داوطلبانه و بدون اجبار، اراده جمعی خود را در آنها به نمایش میگذارد. حضور گسترده مردم در این آیین تاریخی، از همین منظر قابل تحلیل است. آنچه اهمیت دارد، تنها شمار میلیونی حاضران نیست، بلکه کیفیت این حضور و معنایی است که در دل آن نهفته است؛ حضوری که بیش از یک عمل آیینی، نوعی اعلام وفاداری، مسوولیت تاریخی و مشارکت در روایت فرجامشناسانه آینده نظام و سرزمین است.
یکی از خطاهای رایج در تحلیل جامعه ایران، تقلیل آن به دادههای آماری، نظرسنجیهای مقطعی یا روایتهای رسانهای است. جامعه ایران، به دلیل برخورداری از پیوندهای عمیق تاریخی ـ تمدنی، دینی و فرهنگی، همواره در بزنگاههای سرنوشتساز، رفتاری متفاوت از الگوهای کلاسیک علوم سیاسی از خود نشان داده است. در چنین صحنههایی، مؤلفههایی چون حافظه تاریخی، احساس هویت، باورهای دینی و ادراک مشترک از امنیت و استقلال، به نیروهایی تبدیل میشوند که میتوانند رفتار میلیونها انسان را در مسیری واحد و مغایر محاسبات دشمنان سامان دهند.
در همین چارچوب، آیین باشکوه تشییع امام شهید در عراق، از نجف تا کربلا را باید فراتر از یک همراهی سیاسی یا همدلی مذهبی تحلیل کرد. این حضور عظیم، بازتابی از پیوستگی فکری، فرهنگی و تمدنی دو ملت ایران و عراق است؛ پیوستگیای که ریشه در قرنها تعامل علمی، زیارتی، تاریخی و مناسبات اجتماعی دارد و امروز در قالب یک کنش جمعی، خود را بهعنوان یک «اجتماع تمدنی واحد» آشکار میسازد. در عراق، تشییع امام شهید نهتنها بیانگر احترام به یک رهبر دینی ـ سیاسی بود، بلکه نمادی از همسرنوشتی منطقهای و درک مشترک از تهدیدها و امیدهای آینده بود. حضور میلیونی مردم عراق نشان داد که مرزهای سیاسی، مانع از شکلگیری یک هویت مشترک مبتنی بر مقاومت نشده است؛ هویتی که در آن، امنیت، استقلال و کرامت ملتها بهصورت درهمتنیده تعریف میشود. این رخداد، بار دیگر ثابت کرد که رابطه ایران و عراق را نمیتوان صرفاً در قالب روابط دولتها فهم کرد، بلکه باید آن را در سطح اجتماعهای تاریخی و فرهنگی دید که در موقعیتهای سرنوشتساز، توانایی تبدیل شدن به یک نیروی اجتماعی واحد و مهارناپذیر را دارند.
از همین منظر، تشییع امام شهید را میتوان تجلی دوباره «سرمایه اجتماعی نهفته» در جامعه شیعی دانست؛ سرمایهای که شاید در روزمرگیهای سیاسی کمتر دیده شود، اما در شرایط حساس، به مهمترین پشتوانه انسجام ملی تبدیل میشود. این سرمایه، برخلاف سرمایههای اقتصادی یا نظامی، محصول اعتماد عمیق، همبستگی معنادار، خاطره مشترک و احساس نیرومند همسرنوشتی است و دوام یک جامعه را در برابر بحرانها تضمین میکنند.
بازتاب گسترده این مراسم در رسانههای بینالمللی نیز نشان داد که حتی روایتهای متفاوت و گاه متعارض، نتوانستند اصل واقعیت را انکار کنند. فارغ از نوع تفسیرها، گستردگی این حضور، به موضوعی غیرقابل چشمپوشی در رسانههای دشمن تبدیل شد. همین مساله بار دیگر نشان داد که شناخت جامعه ایران، بدون درک بنیانهای فرهنگی و هویتی آن، همواره با خطای محاسباتی همراه خواهد بود؛ خطایی که در دهههای گذشته بارها در تحلیلها و سیاستگذاریهای دولتهای غربی ایرانستیز، تکرار شده است.
در سوی دیگر، اهمیت این رخداد تنها به گذشته یا حال محدود نمیشود، بلکه پیامدهای آن را باید در افق آینده نیز جستجو کرد. جامعهای که در مواقع و مقاطع حساس تاریخ، توانایی بازآفرینی انسجام اجتماعی خود را دارد، از ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانهای پیش رو برخوردار خواهد بود. این انسجام، البته به معنای فقدان تفاوت دیدگاهها یا تنوع سلایق سیاسی نیست، بلکه بیانگر وجود اشتراکات استوار و بنیادین است که در بزنگاههای تاریخی، جامعه را از پاشیدگی و پراکندگی بازمیدارد و به سوی کنش کانونی جمعی سوق میدهد.
بیتردید هیچ تحلیل منصفانهای نمیتواند جامعه ایران را یکدست یا عاری از اختلافات و چالشها معرفی کند، اما همان اندازه که نادیده گرفتن تکثر اجتماعی خطا است، انکار ظرفیتهای همگرایی و انسجام درونی و بیرونی نیز خطای فاحش تحلیلی شمرده میشود. رخدادهایی از این دست، یادآور آن هستند که در کنار همه تفاوتها، لایههایی عمیق از هویت مشترک در جامعه ایران وجود دارد که در شرایط ویژه و پیجیده، توان تبدیل شدن به نیرویی مؤثر و ماندگار در عرصه ملی را دارد.
شاید مهمترین درس این رخداد آن باشد که قدرت یک ملت، پیش از آن که در تجهیزات، ثروت یا مناسبات دیپلماتیک تعریف شود، در توانایی آن برای حفظ پیوندهای معنوی و اجتماعی میان اعضای خود ریشه دارد. هرگاه این پیوندها فعال شوند، جامعه میتواند فراتر از همه محاسبات متعارف، اراده خود را در صحنه تاریخ آشکار سازد. از این منظر، تشییع امام شهید، صرفاً بدرقه یک شخصیت مذهبی ـ سیاسی و حتی تاریخی نبود، بلکه بازنمایی ظرفیت جامعهای بود که در شیب سرنوشتساز حیات جمعی، روایت خود را از هویت، استمرار و آینده، با زبان حضور حماسی و جادویی جمعی، به ثبت رساند.
نویسنده: راحل موسوی – خبرگزاری دید