راهبرد ناکام پاکستان در افغانستان؛ زور بیشتر، شکاف عمیقتر
خبرگزاری دید: اسلامآباد تصور میکرد طالبان جدید همچنان در مدار نفوذش باقی خواهد ماند و میتواند در مهار تحریک طالبان پاکستان نقش ایفا کند. اما طالبانِ پس از ۲۰۲۱ در پی کسب مشروعیت و استقلال بیشتر بود. اختلافات مرزی، تنشهای سیاسی و بهویژه مسئله تیتیپی روابط دو طرف را تیره کرد.

راهبرد پاکستان نسبت به افغانستان که دههها بر مفهوم «عمق استراتژیک» استوار بود، امروز با شکافهای جدی روبهرو شدهاست. پس از حملات هوایی اخیر اسلامآباد به خاک افغانستان و تشدید تنشها در مرز، نشانههای فروپاشی صبر راهبردی میان دو طرف آشکار شده است. این تحولات در حالی رخ میدهد که پاکستان همزمان با تهدید گروههایی چون داعش خراسان (ISKP) و تحریک طالبان پاکستان (TTP) دستوپنجه نرم میکند.
در دهههای گذشته، طالبان از حمایت گسترده پاکستان برخوردار بود. از دوره جهاد علیه شوروی تا دهه ۱۹۹۰، اسلامآباد طالبان را بهعنوان ابزاری برای ایجاد «عمق استراتژیک» در برابر هند به کار گرفت. در این چارچوب، گروههایی مانند لشکر طیبه امکان فعالیت در مناطق مرزی افغانستان–پاکستان را یافتند و ولایتهایی چون خوست، جلالآباد و قندهار به مراکز آموزشی و لوجستیکی بدل شدند. پس از حملات ۱۱ سپتامبر و مداخله امریکا، طالبان از قدرت کنار رفت، اما پاکستان با تکیه بر شبکه حقانی و انتقال رهبران آن به مناطق قبایلی وزیرستان شمالی، این راهبرد را بازسازی کرد. در حالی که اسلامآباد بهطور علنی از جنگ امریکا علیه ترور حمایت میکرد، بهصورت پنهانی از شبکههای نیابتی پشتیبانی میکرد.
شبکه حقانی در سالهای بعد به یکی از بازوهای اصلی فشار علیه منافع هند در افغانستان تبدیل شد. حمله به سفارت هند در کابل در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نمونههایی از این رویکرد بود که در نهایت باعث کاهش حضور دیپلماتیک و توسعهای هند در افغانستان شد. این سیاست دوگانه به پاکستان امکان میداد هم از حمایت امریکا بهرهمند شود و هم نفوذ خود را از طریق نیروهای نیابتی حفظ کند.
با این حال، بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ برخلاف انتظار پاکستان پیش رفت. اسلامآباد تصور میکرد طالبان جدید همچنان در مدار نفوذش باقی خواهد ماند و میتواند در مهار تحریک طالبان پاکستان نقش ایفا کند. اما طالبانِ پس از ۲۰۲۱ در پی کسب مشروعیت و استقلال بیشتر بود. اختلافات مرزی، تنشهای سیاسی و بهویژه مسئله تیتیپی روابط دو طرف را تیره کرد. تلاش پاکستان برای استفاده از شبکه حقانی بهعنوان میانجی نیز بهدلیل اختلافات داخلی طالبان و کاهش نفوذ حقانیها ناکام ماند. شکاف میان سراجالدین حقانی و هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، بر سر مسایل ایدیولوژیک و حکمرانی، این روند را تشدید کرد.
در همین حال، سیاستهای گذشته پاکستان در مناطق قبایلی نتیجه معکوس داد. تقویت شبکههای جهادی فراملی در وزیرستان به رشد گروههایی انجامید که بعدها علیه خود پاکستان وارد عمل شدند. شکلگیری تحریک طالبان پاکستان در ۲۰۰۷ و موج حملات داخلی، نشان داد که راهبرد «عمق استراتژیک» هزینههای پیشبینینشدهای داشته است. همکاری اطلاعاتی پاکستان و امریکا در میانه دهه ۲۰۰۰، از جمله حملات پهپادی سیا علیه رهبران القاعده، بخشی از تلاش برای مهار این تهدید بود، اما بیاعتمادی متقابل—بهویژه پس از کشتهشدن اسامه بنلادن در ۲۰۱۱—روابط دو کشور را تضعیف کرد.
پس از ۲۰۲۱، همکاریهای ضدتروریستی واشنگتن و اسلامآباد بار دیگر احیا شد؛ از جمله در عملیات علیه ایمن الظواهری در کابل. با این حال، پاکستان اکنون با تهدیدی دوگانه مواجه است: از یک سو طالبان افغانستان که دیگر مطیع گذشته نیست، و از سوی دیگر تیتیپی که حملاتش در داخل پاکستان ادامه دارد. حملات هوایی اخیر اسلامآباد به خاک افغانستان را میتوان تلاشی برای اعمال فشار بر طالبان و نیز ارسال پیام به امریکا درباره آمادگی پاکستان برای ایفای نقش فعالتر در مهار تهدیدات دانست.
در این میان، هند فرصت بازتعریف راهبرد خود در افغانستان را یافته است. تجربه گذشته نشان داد که رویکرد حداقلی و محتاطانه، دستاوردی عمدتاً تاکتیکی داشت. اکنون دهلینو میتواند با تقویت حضور دیپلماتیک، توسعهای و ارتباطی خود—در چارچوب سیاست «نگاه به غرب» و پیوند با آسیای مرکزی—نفوذ بلندمدتتری ایجاد کند. ارتقای سطح فعالیتهای نمایندگی هند در کابل نشانهای از این تغییر رویکرد است.
در مجموع، افزایش استفاده از زور از سوی پاکستان نهتنها شکاف با طالبان را عمیقتر کرده، بلکه نشان داده است که راهبرد سنتی «عمق استراتژیک» دیگر کارایی سابق را ندارد. آینده معادلات افغانستان بیش از هر زمان دیگر به رقابت نفوذ منطقهای و بازتعریف ائتلافها وابسته خواهد بود.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: سریجان شارما
منبع: روایت هندی – India Narrative