خبرگزاری دید: جنگ میان پاکستان و حکومت طالبان افغانستان که از حدود یک ماه پیش آغاز شده، بازتاب محدودی در صحنه جهانی داشته است، چرا که همزمان با حملات امریکا و اسرائیل به ایران رخ داده و توجه رسانهها را به خود جلب نکرده است. در حالی که هر دو طرف ادعاهای متفاوتی درباره تعداد کشتهها مطرح کردهاند، اما بمباران یک مرکز تداوی معتادین مواد مخدر در کابل توسط پاکستان در ۱۶ مارچ و کشتهشدن بیش از ۱۰۰ نفر، اندکی توجه را جلب کرد. این درگیری، با وقفه کوتاه به مناسبت عید فطر، نشان داد که اختلافات میان پاکستان و طالبان واقعی و عمیق است.

در پسزمینه این جنگ، عوامل جئوپولیتیک و منطقهای نیز نقش دارند. هند به طالبان کمک میکند و چین تلاش دارد تا تعادل بین دو طرف را حفظ کند، اما اصل ماجرا بیشتر به سیاستهای داخلی طالبان و رابطه آنان با پاکستان برمیگردد. طالبان با نمایش این جنگ، سعی دارند مشروعیت خود را تقویت کنند و به مردم افغانستان نشان دهند که مدافع حاکمیت ملی هستند. استفاده از تاکتیکهای پارتیزانی و بهرهگیری از حس ملیگرایی و دینباوری تاریخی افغانها، ابزار اصلی سربازگیری برای طالبان است.
عامل اصلی بحران، طالبان پاکستانی یا تیتیپی هستند؛ گروهی از شبهنظامیان پاکستانی که از طالبان افغانستان الهام گرفتهاند، اما رهبری و ساختار مستقل دارند. این وضعیت پاکستان را در موضع دشواری قرار دادهاست.
رویکرد طالبان نسبت به پاکستان نیز تحت تاثیر تاریخ و فرهنگ افغانستان شکل گرفته است. طالبان ریشه در فرهنگ و قبایل پشتون افغانستان دارند و از دورههای شورش علیه قدرتهای خارجی تا امروز، حرکتشان برای ایجاد نظام اسلامی در افغانستان ادامه یافتهاست. آنها پذیرش پناهگاه در پاکستان را به عنوان ابزاری برای بقا در مقابل مداخله امریکا میدیدند، اما هرگز سپاسگزار میزبان نبودند. مرگ برخی رهبران طالبان که پاکستان در آن نقش داشت، از جمله عبیدالله آخوند و ملا اختر منصور، در شکلگیری این نارضایتیها تاثیرگذار بود.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، سیاستهایی برای کاهش نفوذ پاکستان اتخاذ شد؛ از جمله فشار برای بازگرداندن خانوادهها و داراییها به افغانستان و تغییر مسیر تجارت افغانستان، طوری که تا ۲۰۲۵، ایران جای پاکستان را بهعنوان بزرگترین منبع واردات و هند جای آن به عنوان مقصد اصلی صادرات را گرفت. طالبان همچنین نیروهای امنیتی خود را تقویت کرده و امکانات دفاعی زیرزمینی و تسلیحات سنگین فراهم کردهاند.
اکنون بحران درگیری دو طرف نه تنها ثبات پاکستان، دومین کشور پرجمعیت مسلمان دارای سلاح هستهای، را تهدید میکند، بلکه فشار بر ارتش پاکستان برای گسترش عملیات و حتی تغییر نظام طالبان را افزایش دادهاست. با این حال، فقدان جایگزین مناسب برای طالبان، تحقق اهداف پاکستان را دشوار میسازد و نیازمند اقدامات بلندپروازانهتری نسبت به حملات هوایی محدود فعلی است.
این جنگ نه تنها بازتاب اختلافات تاریخی و فرهنگی بین دو کشور است، بلکه نشاندهنده تغییر دینامیکهای قدرت و روابط منطقهای در جنوب آسیا و اهمیت مدیریت بحرانهای فراملی برای ثبات منطقه میباشد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
مایکل سمپل
کانورسیشن – The Conversation