نظم خاورمیانه پس از امضای تفاهمنامه
خبرگزاری دید: جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در آستانه امضای تفاهمنامه صلح قرار دارند. در واقع این تفاهمنامه را میتوان راه خروج آبرومندانه آمریکا به سمت نظم جدید در خاورمیانه تفسیر و تعریف کرد. در این نظم جدید، جهان شاهد تغییر موقعیت منطقهای و جهانی ایران خواهد بود؛ زیرا جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ملت ایران، موجب بازآرایی و تقویت الگوی قدرت نامتقارن ایران و جبهه مقاومت در منطقه و جهان شد.

به عبارت دیگر، تجهیزات پرهزینه و تبلیغشده آمریکا کارآمدی مورد انتظار را نشان نداد و این مساله به بازنگری در برخی دکترین نظامی در سطح جهانی انجامید. توان موشکی، پهپادی، دریایی و زمینی ایران، آمریکا را با غافلگیری استراتژیک مواجه ساخت. از این رو، اکنون که تهران و واشینگتن در آستانه امضای تفاهمنامه قرار گرفتهاند، تحلیلگران و نظریهپردازان روابط بین الملل از ارتقای جایگاه ایران در معادلات قدرت جهانی سخن میگویند.
گفتمان غالب در عرصه بینالمللی این است که آمریکا پس از صد روز جنگ با ایران به بنبست خورده و زمان، جغرافیا و دینامیک جنگ به نفع ایران پیش میرود که پایداری در خیابان، جانفشانی در میدان و کیاست در دیپلوماسی، میتوانند برای پیروزی تاریخی، سرانجامی پایدار رقم بزنند.
با امضای تفاهمنامه، دستاوردهای میدان و خیابان تثبیت خواهد شد و این سخن کسینجر در پایانه عمر که گفته بود: «امپراتوری پارس از جا برمیخیزد»، ایران را به عنوان قدرت تاثیرگذار جهانی در عرصه روابط بینالملل مطرح خواهد کرد.
ارتش آمریکا با تکیه بر ناوهای غولپیکر و با توسل به تبلیغات هالیوودی از قدرت نظامی دریایی خود تابویی غیر قابل شکست ساخته بود که میتواند هر کشوری را در کوتاهترین زمان ممکن به زانو در آورد. حتی در این مورد ضربالمثلی وجود داشت که میگفت اگر یک ناو هواپیمابر از مبدأ خود یعنی آمریکا حرکت کند، دولتها در جهان سوم دومینووار سقوط میکنند.
اما جنگ ایران و آمریکا نشان داد که تا چه اندازه ویترین قدرت نظامی مدعیان ابرقدرت دنیا در برابر اراده ملت ایران که با مدد از اساطیر شاهنامهای و شور حسینی به میدان آمدند، آسیبپذیر و تصنعی است. آمریکا گمان میکرد با ورود بزرگترین ناوهایش در آبهای پیرامونی ایران، میتواند با ابزار ارعاب و تهدید، کنترول فضای جنگ را به نفع خود در اختیار بگیرد، اما در عمل عکس آن روی داد و نیروهای نظامی ایران بدون هیچ هراسی به طور غافلگیرانه نه تنها ناوهای امریکایی را در لیست اهداف خود قرار دادند که تمام منافع و پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه نیز زیر ضرب موشکها و پهپادها قرار گرفت.
حمله جسورانه ایران به ناو آبراهام لینکلن و ایجاد خسارت به آن، حتی رسانههای غربی را به تمجید از قدرت نظامی ایران مجبور کرد و آنها این واقعه را نماد شکست دکترین امنیت دریایی آمریکا در قرن ۲۱ دانستند.
بنابراین در جنگ صدروزه ایران و آمریکا، نبوغ نامتقارن ایران، بزرگترین ضربه را به پرستیژ ارتش ایالات متحده از زمان جنگ ویتنام تاکنون وارد ساخت. کنترول هوشمندانه تنگه هرمز توسط ایران نیز تاثیر بسیار مهمی بر دکترین دفاعی آمریکا گذاشته و چهره افسانهای ارتش آمریکا را شکنندهتر کرده است. همان گونه که شکست آمریکا و ناتو در افغانستان، هیمنه و ابهت بزرگترین ارتش دنیا را در هم شکست. از این رو، با امضای تفاهمنامه میتوان پایان عصر هژمونی آمریکا در خاورمیانه را اعلام کرد.
نویسنده: دکتور عبداللطیف نظری ـ معاون مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان – میز بین الملل خبرگزاری دید