خبرگزاری دید: ۲۵ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر و حمله امریکا به افغانستان، پیامدهای آن دوره همچنان بر زندگی مردم این کشور سایه افکنده است. نویسنده این مقاله معتقد است که تجربه افغانستان پس از ۲۰۰۱، برخلاف برخی روایتهای غربی که شکست دموکراسی را از ابتدا اجتنابناپذیر میدانند، نیازمند بررسی عمیقتر و منصفانهتر است.

در دو دهه جمهوری، با وجود اشتباهات جدی، دستاوردهای مهمی نیز به دست آمد. یک نسل از افغانستانیها در فضای جهانیشدن رشد کرد، رسانهها آزادی بیشتری یافتند، دسترسی دختران به آموزش گسترش یافت، وضعیت صحی بهبود پیدا کرد، درآمد سرانه افزایش یافت و جامعه مدنی فعالتری شکل گرفت. با این حال، تمرکز بیش از حد قدرت در ریاستجمهوری، پیچیدگی ساختار دولتی، فساد ناشی از ورود گسترده کمکهای خارجی و تقلب در برخی انتخابات، پایههای نظام را تضعیف کرد.
از سوی دیگر، وابستگی شدید اردوی ملی افغانستان به تجهیزات و خدمات فنی امریکا، آن را در برابر خروج نیروها و پیمانکاران خارجی آسیبپذیر ساخت. جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ نیز توجه و منابع امریکا را از افغانستان منحرف کرد و زمینه را برای افزایش مداخله پاکستان در حمایت از طالبان فراهم ساخت.
یکی از بزرگترین اشتباهات واشنگتن، ناتوانی در برخورد موثر با پاکستان و سپس مشروعیتبخشی به طالبان در روند موسوم به صلح بود. امریکا در سال ۲۰۱۸ مذاکرات مستقیم با طالبان را آغاز کرد، در حالی که حکومت افغانستان از این روند کنار گذاشته شد. سرانجام، در ۲۹ فبروری ۲۰۲۰، زلمی خلیلزاد، نماینده امریکا، توافق خروج نیروهای امریکایی را با طالبان در دوحه امضا کرد؛ توافقی که به باور نویسنده، طالبان را قادر ساخت هدف اصلی خود، یعنی تضعیف و جدا کردن اردوی افغانستان از حمایتهای حیاتی خارجی، دنبال کنند.
با روی کار آمدن جو بایدن و ادامه مسیر تعیینشده از سوی دونالد ترامپ، خروج شتابزده امریکا در آگست ۲۰۲۱، فروپاشی جمهوری و بازگشت طالبان رقم خورد؛ رویدادی که افغانستان را وارد مرحله تازهای از بحران کرد.
امروز، نویسنده وضعیت افغانستان را بسیار وخیم توصیف میکند. طالبان قانون اساسی ندارد و انتخاب دموکراتیک را رد میکند. حکومت این گروه بر پایه فرمانهای رهبر آن، هبتالله آخندزاده، و اعمال قدرت قهری اداره میشود. نبود حاکمیت قانون، محدودیتهای گسترده علیه زنان و دختران و آنچه نویسنده «آپارتاید جنسیتی» میخواند، افغانستان را بار دیگر منزوی ساخته است. در حال حاضر، تنها روسیه حکومت طالبان را بهصورت رسمی به رسمیت شناخته است.
در کنار این بحران، تداوم فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان نیز نگرانی جدی ایجاد کرده است. گزارشهای کارشناسی ارایهشده به شورای امنیت سازمان ملل نشان میدهد که افغانستان همچنان محل فعالیت گروههای تروریستی است.
اما به باور نویسنده، خطر بزرگتر میتواند گسترش شبکههای مدارس دینی زیر مدیریت طالبان باشد. یک مطالعه جدید شبکه «همراه» نشان میدهد که بیش از ۳.۶۵ میلیون دانشآموز در این مدارس ثبتنام هستند. نگرانی اصلی این است که اگر این نظام آموزشی با افراطگرایی و ایدیولوژیهای تندرو همراه شود، شمار بزرگی از جوانان رادیکالشده میتوانند در آینده تهدیدی برای افغانستان، منطقه و حتی فراتر از آن باشند.
در نهایت، مقاله هشدار میدهد که خروج امریکا از افغانستان تنها شکست نظامی نبود؛ بلکه پیامی درباره اعتبار تعهدات واشنگتن نیز داشت. جایگاه افغانستان بهعنوان «متحد عمده غیرناتو» عملاً نتوانست مانع فروپاشی نظام جمهوری شود. از دید نویسنده، تجربه افغانستان نشان میدهد که وعدههای قدرتهای بزرگ، بدون تضمینهای پایدار و سیاستهای مسوولانه، ممکن است در لحظه حساس ارزش خود را از دست بدهند.
نویسنده و مترجم: سید طاهر مجاب – خبرگزاری دید
کانورسیشن – The Conversation