خبرگزاری دید: مهاجرت اجباری تنها به معنای ترک خانه و عبور از مرزها نیست؛ برای بسیاری از پناهجویان افغانستان، آوارگی با ترس، اضطراب، بیاعتمادی و از دستدادن احساس امنیت و تعلق همراه شده است. در حالیکه نیازهای فوری مانند غذا، سرپناه و خدمات صحی در اولویت کمکهای بشردوستانه قرار دارد، اما آثار روانی ناشی از جنگ و بیجاشدگی همچنان بهعنوان زخمی پنهان زندگی میلیونها افغانستانی را تحت تاثیر قرار میدهد.

افغانستانیهایی که در سالهای اخیر به دلیل ناامنی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و از دسترفتن فرصتهای زندگی مجبور به ترک کشور شدهاند، پس از رسیدن به مقصد نیز با چالشهای تازهای روبهرو شدهاند. نگرانی از بازداشت و اخراج، بلاتکلیفی اقامتی، جدایی اعضای خانواده، دشواری دسترسی به آموزش و خدمات صحی و نبود چشمانداز روشن برای آینده، فشار روانی بر خانوادهها را افزایش داده است.
آوارگی تنها از بین رفتن یک محل زندگی نیست؛ بلکه میتواند احساس امنیت، هویت، ارتباطات اجتماعی و تعلق فرد را نیز متزلزل کند. سازمان جهانی صحت گزارش داده است که در مناطق متاثر از منازعه، حدود یک نفر از هر پنج نفر با یک مشکل روانی، از جمله اضطراب، افسردگی یا اختلال استرس پس از سانحه، روبهرو است.
کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان نیز تاکید کرده است که جابهجایی اجباری اغلب با از دسترفتن خانه، امنیت، شبکههای اجتماعی و احساس تعلق همراه است؛ عواملی که مستقیم بر سلامت روان افراد تاثیر میگذارند.
در مورد پناهجویان افغانستان در پاکستان، نگرانی از بازداشت و اخراج، وضعیت نامعلوم اقامت و تغییرات سیاستهای مهاجرتی، به یکی از عوامل مهم اضطراب و ناامنی تبدیل شده است. نهادهای بینالمللی همچنین هشدار دادهاند که جابهجاییهای مکرر، جدایی خانوادهها و دسترسی محدود به خدمات اساسی میتواند پیامدهای روانی درازمدت داشته باشد.
نهادهایی مانند کمیته بینالمللی نجات، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان و سازمان بینالمللی مهاجرت، در کنار کمکهای بشردوستانه، برنامههایی برای حمایت روانی و اجتماعی، حفاظت، مشاوره، آموزش و دسترسی به خدمات اساسی برای جوامع آواره اجرا کردهاند.
ایجاد فضاهای امن، مشاوره روانی، حمایت اجتماعی و تقویت شبکههای محلی میتواند به پناهجویان کمک کند تا پس از تجربه جنگ و آوارگی، اعتمادبهنفس و احساس ثبات خود را دوباره به دست آورند.
راهکارهای مقابله با زخمهای پنهان
برای پاسخ موثر به پیامدهای روانی آوارگی، سلامت روان باید از آغاز در برنامههای بشردوستانه گنجانده شود. فراهمکردن خدمات مشاوره و حمایت روانی، ایجاد فضاهای امن برای کودکان و خانوادهها و کاهش انگ اجتماعی مرتبط با مشکلات روانی از جمله اقدامات ضروری است.
همچنین آموزش، مهارتآموزی، اشتغال و مشارکت اجتماعی میتواند به پناهجویان کمک کند تا دوباره احساس هدفمندی و کنترل بر زندگی خود را به دست آورند.
از سوی دیگر، خود پناهجویان باید در طراحی برنامههای حمایتی نقش داشته باشند؛ زیرا کسانی که تجربه مستقیم آوارگی را دارند، بهتر میتوانند نیازها، مشکلات و مسیرهای واقعی بهبود را توضیح دهند.
جمعبندی
آوارگی با پیدا کردن یک سرپناه پایان نمییابد. برای میلیونها افغانستانی، مرزهای جغرافیایی تنها بخشی از مسیر مهاجرت است و بسیاری از آنان ترس، اضطراب، فقدان و بیاعتمادی را با خود حمل میکنند.
کمکهای غذایی، سرپناه، خدمات صحی و حمایت حقوقی همچنان ضروریاند؛ اما بدون توجه به سلامت روان، روند بازسازی زندگی ناقص خواهد ماند. بهبود واقعی زمانی تحقق مییابد که پناهجویان نهتنها از نظر جسمی زنده بمانند، بلکه فرصت بازسازی اعتماد، هویت، امید و آینده خود را نیز داشته باشند.
پشت هر آمار، انسانی با یک داستان، یک خانواده با خاطراتی از خانه و فردی با رویاهای ناتمام قرار دارد. پناهجویان افغانستانی بیش از آنکه به ترحم نیاز داشته باشند، به امنیت، فرصت و حمایت پایدار برای بازسازی زندگی با عزت نیاز دارند.
خانه از دسترفته، لزوماً به معنای آینده از دسترفته نیست؛ اما ساختن آن آینده بدون توجه به زخمهای پنهان آوارگی دشوار خواهد بود.
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: مهرالله رحمانی
منبع: شبکه مهاجرت الکترونیک – EIN