خبرگزاری دید: اسلام دین عقلِ رهاشده از وحی و نیز دین وحیِ جداشده از عقل نیست، بلکه دین هماهنگی عقل سالم و وحی معتبر است. یکی از مهمترین ویژگیهای اندیشه اسلامی، همین نگاه متوازن است؛ نگاهی که نه عقل را به جای وحی مینشاند و نه برای حفظ ظاهر دین، عقل و اندیشه را تعطیل میکند.

عقل، نیروی فهم، تشخیص، سنجش و استدلال است و وحی، راهنمای الهی برای هدایت انسان در اموری است که عقل بهتنهایی توان دسترسی کامل به آنها را ندارد. از این رو، میتوان گفت: وحی چراغ راه است و عقل نقشه و ابزار فهم و پیمودن راه. عقل سالم و وحی معتبر، در اصل رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه در یک منظومه معرفتی مکمل یکدیگرند.
قرآن کریم انسان را بارها به تعقل، تفکر، تدبر و نظر دعوت کرده است. تعبیرهایی مانند «أَفَلَا تَعْقِلُونَ»، «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ» و «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» نشان میدهد که ایمان اسلامی با تعطیل اندیشه سازگار نیست. حتی قرآن کسانی را که از عقل خود استفاده نمیکنند، نکوهش میکند. همچنین در آیات متعددی، صاحبان خرد با عنوان «أُولُوا الْأَلْبَاب» مورد خطاب و ستایش قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، عقل دارای حدود و تواناییهای مشخص است. عقل انسان میتواند در شناخت بسیاری از حقایق، تحلیل امور و تشخیص مصالح نقش داشته باشد؛ اما در شناخت جزئیات عبادات، بسیاری از امور غیبی و حقایقی که فراتر از دسترس تجربه و استدلال انسانیاند، به وحی نیازمند است. بنابراین، عقل جایگزین وحی نیست؛ همانگونه که وحی نیز به معنای تعطیل عقل نیست.
این توازن در میراث علمی مسلمانان نیز آشکار است. شکلگیری علوم قرآن، تفسیر، حدیث، رجال، جرح و تعدیل، اصول فقه، فقه تطبیقی و علم کلام، همگی بر مطالعه، تحقیق، نقد، مقایسه و استدلال استوار بودهاند. در سنت فقهی حنفی نیز قیاس، استحسان و دیگر روشهای استنباط، نشاندهنده نقش عقل در فهم و تطبیق شریعتاند. در اندیشه ماتریدی نیز عقل در شناخت خداوند، اثبات نبوت و برخی مباحث اعتقادی جایگاه بنیادین دارد؛ هرچند در اموری که عقل توان کشف جزئیات آن را ندارد، وحی مرجع هدایت است.
از این منظر، باید میان «عقل در برابر وحی» و «عقل در خدمت فهم وحی» تفاوت گذاشت. اولی قابل پذیرش نیست؛ اما دومی نهتنها پذیرفتنی، بلکه ضروری است. فقیه برای فهم یک نص باید زبان، سیاق، شرایط، عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، سنت و سایر قرائن را بررسی کند. این فرایند بدون عقل و استدلال امکانپذیر نیست.
همچنین باید میان تحقیق علمی و پیروی از هوای نفس تفاوت گذاشت. اگر مقصود از نفی «تحقیق مزاجی» این باشد که انسان نباید برای رسیدن به نتیجه دلخواه خود، آیات و روایات را گزینشی و سلیقهای بررسی کند، این سخن درست است. اما این اصل هرگز به معنای بیاعتباری مطالعه، پرسش و تحقیق نیست. تحقیق واقعی یعنی جستوجوی حقیقت بر اساس دلیل، نه جستوجوی دلیل برای توجیه نتیجهای که از پیش انتخاب شده است.
در عصر حاضر، این مساله اهمیت بیشتری پیدا کرده است. نسل جوان با پرسشهای فراوان درباره دین، علم، اخلاق و جامعه روبهروست. پاسخ به این پرسشها با منع تفکر و بستن راه تحقیق ممکن نیست. اگر جامعه دینی نتواند فضای سالم برای پرسش، مطالعه، گفتوگو و استدلال ایجاد کند، پرسشها از بین نمیروند؛ بلکه ممکن است پاسخ خود را از منابع غیرمعتبر پیدا کنند.
از همین رو، یکی از راهبردهای اساسی برای حفظ ایمان و تقویت جامعه اسلامی، تربیت انسان مؤمنِ عاقل، پرسشگر، عالم و مسوول است؛ انسانی که نه هر سخنی را بدون دلیل بپذیرد و نه هر شبههای را بدون تحقیق رد کند؛ انسانی که به وحی ایمان داشته باشد و در عین حال از اندیشیدن، مطالعه و پرسش هراس نداشته باشد.
اسلام راه افراط و تفریط نیست. نه «عقلگرایی افراطی» را میپذیرد که انسان را از هدایت وحی بینیاز بداند و نه «نقلگرایی افراطی» را که عقل و فهم انسانی را تعطیل کند. راهبرد اسلام، اعتدال میان عقل و وحی است.
در یک جمله میتوان گفت: وحی مسیر را نشان میدهد، عقل مسیر را میفهمد، علم ابزار شناخت فراهم میکند و تحقیق انسان را در جستوجوی حقیقت یاری میرساند.
بنابراین، خدمت به دین با تعطیل کردن عقل انجام نمیشود؛ بلکه با فهم دقیق وحی، استفاده درست از عقل، تحقیق مسوولانه و پایبندی به عدالت و اخلاق تحقق مییابد.
عقل اگر از وحی جدا شود، ممکن است راه را گم کند؛ و فهم وحی اگر از عقل و دانش جدا شود، ممکن است گرفتار جمود و بدفهمی گردد. راه درست آن است که این دو در جایگاه شایسته خود قرار گیرند؛ وحی بهعنوان هدایت الهی و عقل سالم بهعنوان ابزار فهم، تشخیص و مسوولیت انسانی.
این همان راه اعتدال است؛ نه افراط سوزاننده و نه تفریط منجمدشده، بلکه همزیستی عقل و وحی در خدمت حقیقت، عدالت و هدایت انسان.
نویسنده: عبدالرؤوف توانا- خبرگزاری دید